معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 4019882
تعداد نوشته ها : 10297
تعداد نظرات : 319
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
روز جهانی قدس را می توان یکی از برجسته ترین یادگارهای به جای مانده از آن رهبر فرزانه و آسمانی دانست که 30 سال پیش برگزاری آن را اعلام نمود. این روز که به روزجهانی مبارزه با صهیونیسم بین الملل و استکبار جهانی و آزادی قدس عزیز از دست اشغالگران مبدل گردیده امروز دیگر به حرکتی جهانی در سراسر عالم مبدل گشته که خواب صهیونیسم جهانی را آشفته ساخته است.
روز قدس امسال با توجه به حوادث و شرایط سیاسی خاص ایجاد شده در کشور از ویژگی های خاص خود برخوردار بود. چندین روز مانده به فرا رسیدن آخرین جمعه ماه رمضان کودتاگران سبزپوش که از هر فرصتی برای تدوام حیات رو به زوال خود بهره برداری می کنند، اعلام داشتند که در راهپیمایی سراسری روز قدس با همه توان شرکت خواهند کرد تا جمعیت میلیونی! خود را به رخ جبهه تقلب و استبداد؟! بکشانند.
سایتها و وبلاگهای مرتبط با این جریان انحرافی در روزهایی که گذشت مملو بود از فراخوانهای مختلف برای به صحنه کشاندن همه مخالفین نظام به خیابانها و در این بین خبر حضور موسوی کروبی و خاتمی نیز در صدر اخبار کودتاگران قرار داشت. کروبی گفته بود: «شما در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه می شوید که مردم از چه فکر و اندیشه ای حمایت می کنند».اما برخلاف پیش بینی این جریان، آنچه در روز قدس به وقوع پیوست بساط معرکه کودتاگران سبزپوش را برای همیشه جمع نمود. درباره راهپیمایی روز قدس و رسوایی فتنه سبز توجه به چند نکته جالب توجه است:
1- روز قدس امسال نیز همچون همه راهپیمایی های سراسری در طول 3 دهه از عمر پر برکت نظام اسلامی به صحنه رفراندوم و حمایت همه جانبه ملت از انقلاب اسلامی و آرمانهای امام و رهبری مبدل گردید. امسال ملت همیشه در صحنه با احساس تکلیف بیشتر نسبت به سالهای گذشته با حضور حداکثری خود همه ادعای دشمنان انقلاب اسلامی - که مدعی بودند نظام اسلامی هواداران خود را از دست داده است : را باطل نمود. حضور ملت تاکیدی بر حماسه 40 میلیونی ملت در روز 22 خرداد بود.
2- جمعه ای که گذشت، اولین فرصت بعد از انتخابات 22 خرداد بود که بطور همزمان در سراسر کشور شاهد حضور همه جانبه ملت در راهپیمایی بودیم. کودتاگران سبز که در حوادث بعد از انتخابات توانسته بودند با ایجاد بلوا پایتخت را برای روزهای متمادی به آشوب بکشانند، مدعی بودند که در سراسر کشور نیز از حمایت حداکثری برخوردارند اما هیچگاه فرصت برای سنجش این ادعا فراهم نشده بود.
روز قدس فرصتی بود تا این جریان مدعی، هواداران خود را به صحنه آورد و با همین هدف تبلیغات زودهنگام و فراخوان هواداران برای به صحنه آمدن در روز قدس بطور گسترده ای آغاز شده بود. اما آنچه در روز جمعه تمامی ملت شریف ایران شاهد آن بودند رسوایی این جریان نفاق و دروغ بود. همه حاضرین صحنه در شهرهای مختلف ایران زمین دیدند که جمعیت به هم پیوسته ملت ایران که بر شعارهای حضرت امام(ره) مبنی بر نابودی اشغالگران قدس تاکید داشتند مجالی برای حضور اندک سبزپوشان فتنه گر با شعارهای انحرافی خود نداده و آنچه در برابر چشمان حاضرین ثبت گردید، صفوف یکپارچه ملت انقلابی بود. منافقین و آشوبگران این بار نیز همچون گذشته با حضور همه جانبه ملت انقلابی به سوراخهای خود گریخته بودند.
3- در حوادث تلخ بعد از انتخابات 22 خرداد که فتنه سبز و سران کودتا آن را طراحی نموده بودند، همه ملت شاهد بود که چطور اجتماعاتی محدود ولی آشوبگر، خیابانهای تهران را به صحنه ناآرامی و اغتشاش مبدل ساخت. بطور طبیعی در برابر اغتشاشگران، این نهادهای انتظامی و امنیتی هستند که صف آرایی نموده و در جهت ایجاد امنیت و آرامش به وظایف قانونی خود عمل می نمایند. این صحنه مواجه اغتشاشگران و نیروهای انتظامی همواره به صحنه مظلوم نمایی جریان نفاق مبدل گردیده و رسانه های دروغ پراکن این جریان مدعی برخورد نظامیان با مردم! و هواداران این جریان بودند.
روز قدس اولین فرصت برای مقابله همه جانبه ملت در سراسر کشور با این جریان نفاق بود. صحنه ای که در یک سوی آن اغتشاشگران و منافقین قرار داشته و در دیگر سوی صفوف به همه پیوسته ملت. صحنه ای که خط نفاق هیچگاه جرات حضور در آن را نیافت و با حضور همه جانبه ملت به محاق رفت.
4- تجمع چند ده نفری اغتشاشگران که جرات حضور در صفوف ملت را نداشته و در حواشی منطقه راهپیمایی گردهم آمده بودند! نیز قابل توجه است. به گفته شاهدان، برخی از این سبزپوشان که گویا فراموش کرده بودند در ماه رمضان قرار دارند، با بطریهای آب به راهپیمایی آمده بودند شعارهای مطرح شده توسط هواداران سران کودتا که مدعی تداوم خط امام هستند نیز جالب است: «نه غزه نه لبنان فقط فلات ایران» همچنین تاکید بر شعار«مرگ بر روسیه»و«مرگ بر چین» به جای شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» از جمله این شعارهاست که ماهیت ضدانقلابی و نفاق گونه این جریان را به خوبی عیان می سازد. اینکه چطور مدعیان خط امام همچون موسوی و کروبی و خاتمی در چنین تجمعاتی حاضر گشته و این افراد را هواداران خود می خوانند و به آن افتخار هم می کنند سوال بی پاسخی است که سران کودتا باید به آن پاسخ گویند.

نا امیدی راه سبز امید

یکی از پدیده های سیاسی رایج در چند سال اخیر در کشورمان، انشعاب یا تأسیس حزب سیاسی جدید است. این امر در دو صورت رخ داده است: 1- تأسیس حزب سیاسی از سوی افرادی که نامزد مورد نظر آنها پیروز انتخابات بوده؛ 2- تأسیس حزب سیاسی از سوی کسانی که نامزدشان پیروز نشده است. اگر تأملی در عمر کوتاه احزاب مدعی اصلاحات نمائیم چند مصداق برای گفته فوق پیدا می شود. حزب مشارکت ایران اسلامی به دبیر کلی برادر سیدمحمد خاتمی، یکسال پس از پیروزی وی شکل گرفت. جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر نیز پس از شکست دکتر معین، کاندیدای اصلی اصلاح طلبان افراطی در سال 84 شکل گرفت. مورد سوم تشکیل حزب اعتماد ملی از سوی آقای کروبی که آن هم به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم و پیروزی دکتر احمدی نژاد مربوط می شود. آقای کروبی به دلیل ناراحتی از مجمع روحانیون مبارز و دیگر احزاب اردوگاه دوم خرداد که از وی حمایت نکردند و باعث شکست سیاسی ایشان در آوردگاه انتخاباتی دوره نهم شدند، دست به تأسیس حزب اعتماد ملی زد تا با انسجام و تمرکز بیشتر در دوره های آتی فعالیت نماید. ایشان بار دیگر و البته برای آخرین بار به دلیل شرایط سنی اش در انتخابات دوره دهم شرکت نمود و این بار نیز با فاصله آرای خیلی بیشتر از دوره قبل شکست خورد. جبهه سیاسی تازه تأسیس دیگر مربوط به تشکیلات اجتماعی «راه سبز امید» میرحسین موسوی است که پس از واگذاری نتیجه انتخابات با فاصله 11 میلیونی به دکتر احمدی نژاد، با کلید زدن سناریوی تقلب در انتخابات نوآوری هایی نیز در این عرصه داشت و با فرار به جلو و بجای پاسخگویی به اتهامات وارده به وی به عنوان عامل اصلی اغتشاشات و آسیب های مالی و جانی پس از انتخابات، با دستپاچگی اعلام کرد که تشکیلاتی برای پیگیری حقوق مردم و زنده نگه داشتن جنبش به اصطلاح سبز تشکیل خواهد داد که هیچ گونه محدودیتی برای عضویت در آن وجود ندارد. تشکیلات موسوی همانند اصرار و لجاجت وی بر بحث تقلب و ابطال نتیجه انتخابات دهم به رغم تمام ادله و اسناد ارائه شده، با همنوعان خود تفاوت هایی دارد. احزاب قدرت ساخته و انشعاب یافته گذشته حداقل به داربست های قانونی و هنجاری کشور احترام گذاشتند و با تنظیم اساسنامه و مرامنامه، از کمیسیون ماده 1 احزاب وزارت کشور مجوز فعالیت اخذ کردند اما راه سبز امید گویی تداوم قانون گریزی موسوی در عرصه ای دیگر است. ضمن اینکه به لحاظ خط مشی سیاسی و راهبردها و گونه های مختلف طیف هایی که اعلام آمادگی برای پیوستن به این تشکیلات را کرده و مورد استقبال صحنه گردانان نیز واقع شده اند، نیز از نوعی بی سامانی، بهم ریختگی خط و مرزهای سیاسی و آشفتگی و عدم انسجام درونی رنج می برد. به راستی موسوی چگونه در این تشکیلات هم از اصولگرایان اصلاح طلب استقبال می کند و هم از مطرودین امام در گروهک های نفاق، نهضت آزادی، ملی- مذهبی ها و چریک های فدایی خلق و تمجید آمریکایی ها و صهیونیست ها و نکته آخر اینکه آیا دیگر احزاب اصلاح طلب ، برادر بزرگتری، کسی که بیست سال از فعالیت سیاسی کشور دور بوده و به مطالبات و خواسته های مردم آشنایی ندارد و در عرصه انتخابات دهم رویکرد و عملکردی غیر منتظره از خود نشان داد و به میثاق ملی ملت که حاصل رشادت ها و شهادت های صدها هزار نفر از فرزندان این مرز و بوم است، توجهی نشان نداده را خواهند پذیرفت؟ یا این حزب، جبهه یا تشکیلات سیاسی نوظهور در حسرت توجه مردم به همان فرجام جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر بازنده قبلی مبتلا خواهد شد؟!

نویسنده:مهدی سعیدی -فتح الله پریشان

دسته ها : سیاست
سه شنبه 1388/6/31 17:3
X