معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2320657
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
در این مقاله که از کتاب «20 سال اخبار سانسور شده» اقتباس شده، نویسنده معتقد است که در کنار پذیرش وجود اشتباهاتی ناخواسته در انعکاس اخبار و گزارش‏ها و تحلیل‏های رسانه‏ای، باید پذیرفت که رسانه‏های تحت مالکیت ابر شرکت‏های تجاری، همواره با انعکاس یک سویه و جهت‏دار مطالب خود به نفع ابر شرکت‏ها، ابر قدرت‏ها، احزاب حاکم و ثروتمندان، عامدانه به تحریف و سانسور می‏پردازند. همچنین نادیده گرفتن بسیاری از وقایع ناگوار تاریخی و یا بزرگ جلوه دادن حوادثی کوچک، دروغ‏گویی، ارائه اظهارات مسئولان دولتی بدون بررسی‏های لازم و در نهایت، نادیده گرفتن جریان‏های فکری اقلیت، روش‏های مرسومی است که رسانه‏ها برای دستیابی به اهداف پشت پرده خویش انجام می‏دهند.
ما در صنایع رسانه‏ای خود به مردم می‏گوییم که اشتباه در ارائه اخبار، غیرقابل اجتناب است، لذا گفته می‏شود که همه تحریفات و اشتباهات موجود در اخبار، به دلیل کمبود وقت، قضاوت نادرست نیروهای انسانی، محدودیت زمانی و مکانی ارائه اخبار، محدودیت‏های بودجه‏ای و مشکلات ناشی از مختصر نمودن یک اتفاق پیچیده در قالب یک گزارش فشرده، روی می‏دهند. به علاوه، هیچ یک از سیستم‏های ارتباطی نمی‏تواند هرچیزی را گزارش دهد. گزینش از نیازمندی‏های حرفه ماست و افرادی از جامعه نیز مسلماً از این وضعیت رضایت نخواهند داشت.
من موافقم که این مشکلات در حوزه رسانه‏ها وجود دارد، اما معتقدم که ارائه نادرست بسیاری از اخبار را نمی‏توان نتیجه اشتباهات ناخواسته و مشکلات ناشی از تولید همه روزه خبر در رسانه‏ها دانست. البته درست است که رسانه‏ها باید انتخابگر باشند، اما این گزینش باید براساس چه اصولی صورت گیرد؟ اشتباهات رسانه‏ها به صورت تصادفی روی نمی‏دهند، بلکه معمولاً در یک جریان مشخص، بارها و بارها تکرار می‏گردند. توجه به خواسته‏های مدیران در برابر کارگران، ابر شرکت‏ها در برابر منتقدان این شرکت‏ها، سفیدپوستان مرفه در برابر فقرای سیاه، مسئولان دولتی در برابر اعتراض‏کنندگان، انحصارگران دو قطب سیاسی در برابر اقلیت جناح سوم، خصوصی‏سازی و اصلاحات بازار آزاد در برابر توسعه بخش عمومی، سلطه ایالات متحده در جهان سوم در برابر تغییرات اجتماعی مردم و یا انقلاب‏ها، سیاست‏های امنیت ملی در برابر منتقدان این سیاست و بالاخره چهره‏های شناخته شده و روزنامه‏نگاران محافظه‏کار در برابر افراد ترقی‏خواه اصلاح‏طلب، همواره در رسانه‏ها تکرار می‏شود.
وجود این انحرافات و جانبداری‏ها در رسانه‏های مهم دنیا، نشانگر یک تفکر حاکم است که در آن به ندرت کاری انجام می‏شود که احتمالاً موجب ایجاد نارضایتی در میان صاحبان قدرت‏های سیاسی و اقتصادی، به ویژه صاحبان رسانه‏ها و یا شرکت‏ها و مؤسساتی که تبلیغ خود را به آن شبکه ارائه می‏دهند، گردد. در ادامه بحث، ما به شرحی مختصر از روش‏هایی که در آن‏ها این انحرافات یکپارچه شده و ارائه می‏گردد، می‏پردازیم:

حذف و پنهان‏کاری
شناخته شده‏ترین فرم ارائه ناصحیح اخبار، حذف آن است. گاهی اوقات، این اقدام نه تنها با حذف جزییات یک خبر که با نادیده گرفتن کل آن صورت می‏گیرد؛ حتی اگر آن اتفاق، بسیار مهم نیز باشد. همان‏طور که اشاره شد، وقایعی که ممکن است تا حدی اندک نیز منافع قدرت‏ها را تحت تأثیر خویش قرار دهد، هرگز انتشار نخواهند یافت. لذا خبر مربوط به مسمومیت چند نفر به وسیله داروهای «تیلنول» دستکاری شده توسط یک فرد دیوانه، به عنوان یک خبر مهم تلقی می‏گردد، اما وقایعی بسیار مهم‏تر نظیر مسمومیت ریوی صدها کارگر کارخانه در واحدهای تولید مواد شیمیایی، برای چند دهه مسکوت گذاشته می‏شود؛ زیرا انتشار این خبر ممکن است منافع صاحبان کارخانه‏ها و صنایع بزرگ را دچار چالش نماید.
ما از رسانه‏های خود اخبار و گزارش‏های فراوانی در مورد سرکوب‏های سیاسی انجام شده توسط دولت‏هایی نظیر کوبا می‏شنویم (هرچند در گزارش رسمی دولت ایالات متحده عنوان گردیده بود که تنها 6 زندانی سیاسی در کوبا نگهداری می‏شوند) اما تقریباً هیچ‏گاه خبری در مورد فجایع صورت گرفته توسط دولت‏های راستگرای تحت حمایت ایالات متحده در ترکیه، اندونزی، عربستان سعودی، مراکش، السالوادور، گواتمالا و بسیاری نقاط دیگر، در رسانه‏های ما انعکاس نمی‏یابد.
در اغلب موارد، رسانه‏ها وقایع و اتفاقات مهم را (برخلاف رویدادهای جنجال برانگیز) نادیده گرفته و یا کم‏اهمیت جلوه می‏دهند. لذا در سال 1965 میلادی، ارتش اندونزی که از سوی نیروهای نظامی ایالات متحده و سازمان سیا، آموزش، تجهیز، راهنمایی و تأمین مالی شده بود، با سرنگونی دولت رئیس‏جمهور احمد سوکارنو و نابودی حزب کمونیست اندونزی و حامیانش، حدود نیم میلیون نفر از شهروندان اندونزی را قتل‏عام نمود (برخی از تخمین‏ها، رقم واقعی را بیش از یک میلیون نفر نشان می‏دهد) که می‏توان آن را از بزرگ‏ترین قتل‏عام‏های سیاسی دانست. همچنین ژنرال‏های ارتش، صدها بیمارستان، کتابخانه، مدرسه و مرکز اجتماعی را که از سوی کمونیست‏ها دایر شده بود، ویران نمودند. در اینجا تنها به یک واقعه مهم از میان چند اتفاق مشابه اشاره شد، اما جالب است بدانید که مجله تایم سه ماه و روزنامه نیویورک تایمز دو ماه پس از این ماجرا، نسبت به ارائه اخبار و گزارش‏هایی از این قتل‏عام، اقدام نمودند؛ هرچند در مطالب ارائه شده خود، دقت نظامیان اندونزیایی ستوده شده بود.

دروغ‏ها، رک‏گویی و تکرار
از آنجا که حذف یک خبر، نشانگر یک گونه پنهان‏کاری است، رسانه‏ها متوسل به ارائه دروغ‏های آشکار می‏گردند. مثلاً در یک دوره زمانی چهل ساله، سازمان سیا با قاچاقچیان موادمخدر در ایتالیا، فرانسه، هند و چین، افغانستان و مناطق جنوبی و مرکزی قاره آمریکا، همکاری می‏نمود. بیشتر این فعالیت‏ها مورد تأیید مأموران تحقیق کنگره آمریکا قرار گرفته و مردم آمریکا نیز از این فعالیت‏ها آگاهند، اما به نظر می‏رسد که رسانه‏ها هیچ‏چیزی در این مورد نشنیده‏اند.
در آگوست 1996 میلادی، هنگامی که نشریه «مرکوری نوز» مطالب کاملی در مورد همکاری سازمان سیا با شورشیان «کنترا» جهت قاچاق «کراک» منتشر نمود. رسانه‏های مهم تلاش نمودند که در ابتدا این اخبار را نادیده بگیرند، اما پس از فاش شدن این اطلاعات در سراسر دنیا و همچنین شبکه اینترنت، نادیده انگاری این مطالب غیرممکن بود، لذا رسانه‏های مهم آمریکا تلاش نمودند که به مطالب این نشریه حمله ببرند؛ لذا با انتشار مقالاتی در واشنگتن پست و نیویورک تایمز و همچنین گزارش‏هایی در شبکه‏های تلویزیونی، اعلام نمودند که هیچ مدرکی در مورد این همکاری وجود ندارد و از نشریه مرکوری نیوز نیز به دلیل انتشار این مطالب دروغ انتقاد کردند. اما در واقع، مطالب نشریه مرکوری نیوز به دنبال یک سال بررسی و تحقیق همه‏جانبه در این رابطه تهیه شده بود و در آن عوامل سیا و همچنین توزیع‏کنندگان معرفی شده بودند. با انتشار این مطالب در شبکه اینترنت، اسناد بیشتر و کامل کننده‏تری نیز به اطلاعات قبلی اضافه گردید، اما رسانه‏های مهم و پرمخاطب، همچنان با عدم توجه به این اسناد، اعلام می‏نمودند که هیچ دلیلی برای اثبات این ادعاها وجود ندارد.

برچسب‌زنی
نظیر همه تبلیغاتچی‏ها، افراد شاغل در رسانه‏ها تلاش می‏نمایند که درک ما را از یک موضوع با برچسبی مثبت یا منفی، تغییر دهند. بعضی از این برچسب‏های مثبت عبارتند از: «ثبات»، «رهبری قاطع ریاست جمهور»، «یک دفاع قدرتمند» و «یک اقتصاد سالم». اما در واقع چه کسی خواهان بی‏ثباتی، رئیس‏جمهوری ضعیف، دفاع نظامی کم‏توان و یک اقتصاد ناسالم است؟
این برچسب‏ها، موضوعات را توصیف می‏کنند؛ لذا بدون ارتباط همه‏جانبه و صحیح با موضوعات، این برچسب‏ها ما را به نتیجه متفاوتی رهنمون می‏کنند.
از سوی دیگر، تعدادی از برچسب‏های منفی عبارتند از: «چریک‏های چپ‏گرا»، «تروریست‏های مسلمان»، «تئوری‏های توطئه»، «باندهای درون شهری» و آشوبگران شهری». این برچسب‏ها نیز به ندرت در یک گستره بزرگ‏تر از رابطه و موضوعات به کار می‏روند. همچنین اکثر رسانه‏ها به صورتی نادرست و ساده‏انگارانه با برچسب «رسانه‏های لیبرال» از سوی صدها سرمقاله نویس و نویسنده محافظه‏کار شاغل در رسانه‏ها روبه‏رو می‏شوند.

پذیرش بی‏چون و چرای اظهارات دیگران
یکی از روش‏های دیگر دروغگویی نیز، پذیرش گفته‏های دروغ مسئولان رسمی و دولتی است که رسانه‏ها بدون تحقیق و بررسی لازم، این اخبار و گفته‏ها را انتشار می‏دهند. مثلاً در اوایل دهه 50 میلادی، رسانه‏ها این شیوه دروغ‏گویی را در مورد سناتور ژوزف مک کارتی انجام دادند. در آن دوره چهارساله، وی اظهارات خود را از طریق رسانه‏ها به جامعه انتقال می‏داد؛ تا اینکه به جرم خیانت به ایالات متحده و توطئه‏چینی با استفاده از ترویج اندیشه‏های کمونیستی، محاکمه و محکوم گردید. در آن دوره، رسانه‏های آمریکایی اظهارات این سناتور را بدون هیچ‏گونه بررسی و تحقیقی انتشار می‏دادند.
البته این شیوه تقریباً در همه بخش‏های داخلی و خارجی وجود دارد تا آنجا که روزنامه‏نگاران را «تندنویسان قدرت» نامیده‏اند. البته فعالان امور رسانه‏ها می‏گویند که ما نمی‏توانیم تفکرات و اندیشه‏های خود را در گزارش‏های خود دخالت دهیم، اما در واقع، هیچ‏کس از آنان چنین نمی‏خواهد. انتقاد من از کارهایی است که آنان هم اینک انجام می‏دهند. زیرا رسانه‏ها تفکراتی همسو با منافع مسئولان خود و همچنین مقالات رسمی حاکم پیدا نموده‏اند. هرچند آنان نام این طرز فعالیت خود را «هدفمندی» بگذارند.

فقدان تعادل در ارائه نظرات
براساس آثار ارائه شده در مورد روزنامه‏نگاری مناسب، مطبوعات باید با ایجاد ارتباط با منابع مختلف، به بهترین جمع‏بندی و تحلیل ممکن دست یابند. اما در واقع، به ندرت هر دو جنبه یک خبر، اهمیتی برابر دارند.
به عنوان مثال، رسانه‏های ما در مورد مسئولان راست‏گرا همواره از مصاحبه‏های اختصاصی و یک طرفه بهره می‏جویند ولی در مقابل اندیشه‏های چپ‏گرا و رادیکال، یا این جریانات را نادیده گرفته و یا به آن‏ها توجهی نمی‏کنند.
مثلاً در سال‏های دهه 80 میلادی، در گفت و گوها و میزگردهای تلویزیونی، بارها جلساتی در میان «کارشناسان» با موضوع حفظ مقدار بودجه کنونی نظامی ایالات متحده و یا افزایش آن برگزار گردید، اما هیچ‏گاه ما شاهد بیان نظرات افرادی که خواهان کاهش این بودجه باشند، نبودیم.

شکل دادن به اخبار رسانه
مؤثرترین شیوه تبلیغات، شیوه‏ای است که براساس آن، با استفاده از شکل‏دهی اخبار و نه دروغ‏گویی، به بیان مطالب در رسانه‏ها پرداخته می‏گردد. در این شیوه، با تغییر و انحراف واقعیت و بدون گسستن اجزای آن، به همراه تأکید نمودن و استفاده از شاخ و برگ‏دهی اضافی، رسانه‏ها می‏توانند بدون دور شدن از واقعیت ظاهری آنچه روی داده و عدم ارائه تصویری نادرست، اخبار و گزارش‏های دلخواه خویش را برای مخاطبان انتشار دهند. برای استفاده از این روش می‏توان با تغییر در چگونگی ارائه خبرها و تحلیل‏های یک واقعه، جایگاه ارائه آن در صفحه (بالا، وسط، پایین و یا در سایر صفحات و بخش‏ها)، لحن خواندن یک خبر (به صورتی موافق با مفاد آن و یا به گونه‏ای تحقیرآمیز)، تیتر و تصاویر انتخاب شده و در نهایت، در مورد رسانه‏های تصویری، با استفاده از جلوه‏های ویژه صوتی و تصویری، به اهداف موردنظر دست یافت.
گویندگان اخبار با شاخ و برگ دادن اضافی به اخبار و تحلیل‏های ارائه شده خود، به دنبال اهداف خویش هستند. همچنین با در نظر گرفتن تمهیداتی، خبرهای آنان می‏تواند در نظر مخاطبان دگرگون جلوه کند. از سوی دیگر، کارشناسان تحلیلگر شبکه‏های تلویزیونی و نویسندگان روزنامه‏ها نیز با تحت تأثیر قرار دادن اخبار و گزارش‏ها و تحلیل‏های منتشر شده از سوی رسانه‏های خود و عبارت‏هایی جهت‏دار به سؤالاتی نظیر «این شرایط چه پایانی خواهد یافت؟»، «تنها زمان به این سؤال پاسخ خواهد داد»، و «هیچ‏کس نمی‏تواند با اطمینان پاسخی دهد»، استراتژی‏های رسانه‏ای خویش را پی می‏گیرند.
در پایان باید تأکید نمود که ما انسانیت و دموکراسی خویش را از دست نخواهیم داد، مگر اینکه با بهره‏گیری از روش‏های مختلف دستکاری در رسانه‏ها، پرسش‏هایی اساسی را در این حیطه به وجود آوریم. به هر ترتیب، رسانه‏های ایالات متحده در مسیری حرکت می‏کنند که تنها تضمین‏کننده حیات ابر شرکت‏های بزرگ این کشورند. این رسانه‏ها حتی چگونه فکر کردن و به چه فکر کردن را به ما تحمیل می‏کنند تا ما فرصتی برای اندیشیدن به خود و برای خود نداشته باشیم. هنگامی که ما دریابیم، انتخاب اخبار از سوی رسانه‏ها، تأمین کننده منافع، جایگاه و ثروت قدرتمندان است، باید بپذیریم که جامعه ما از جامعه‏ای لیبرال به سوی جامعه‏ای محافظه‏کار حرکت نموده و آنان همه توانایی‏ها و مهارت‏های خود را در این بخش مصروف می‏نمایند.

دسته ها : فرهنگی
سه شنبه 1387/11/1 11:28
X