معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 3125374
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

در ميان تهديدات و خطرهاي نرم‌افزاري، مقوله نفاق بيش از هر پديده ديگري مي‌تواند ويرانگر و گمراه كننده باشد. نفاق يعني دورويي به گونه‌اي كه بين ظاهر و باطن يا گفتار و رفتار انسان تناقض ديده شود. اين قضيه در عرصه‌هاي فردي و اجتماعي ظهور و بروز مي‌يابد لكن آنچه موجب گمراهي مردم و ناپيدا ماندن چهره منافقان مي‌شود، نفاق سياسي و جريان نفاق در عرصه‌ي اجتماعي است.

بديهي است نفاق پديده‌اي دروني و داخلي است، برخي پيروان يك مكتب يا اعضاي يك جامعه به تدريج دچار روحيه نفاق مي‌گردند بدين معنا كه از جرگه انقلابيون جدا گشته و از افكار و روحيه انقلابي‌گري عدول مي‌كنند ولي اين رويگرداني را از عامه مردم پنهان نگه مي‌دارند تا همچنان با سوء‌استفاده از اعتماد سابق مردم به اهداف و منافع خويش دست پيدا كنند.

نفاق اختصاص به ملت يا مكتب و كشور خاصي ندارد بلكه در هر جامعه و يا در ميان پيروان هر مكتب و انقلابي احتمال آن مي‌رود. در اسلام از همان آغاز تشكيل حكومت اسلامي در مدينه، نفاق و منافقان همواره آسيبي خطرناك در مسير نهضت اسلامي بوده و جامعه اسلامي و مكتب حياتبخش اسلام از اين منظر هزينه‌هاي بسيار بزرگي پرداخته است. از اين طريق در ميان امت اسلامي شكاف ايجاد شد و مسير نهضت به گمراهي كشيده شد و به امام‌كشي و جنگ‌هاي داخلي و مذهب‌سازي و رقابت‌هاي ويرانگر منتهي شد كه تا امروز هنوز هم تبعات آنها دامنگير جهان اسلام مي‌باشد. انقلاب اسلامي ايران از آغازين مراحل شكل‌گيري تا پيروزي و استمرار خود با خيانت‌ها و خسارت‌هاي گوناگون نفاق و منافقان در ابعاد مختلف مواجه بوده و همچنان از اين زاويه آسيب مي‌بيند.

نفاق سياسي از منظر مقام معظم رهبري
=======================
ولي‌امر مسلمين در تبيين و كالبد شكافي جريان مرموز و خطرناك نفاق سياسي كه از آن به نفاق جديد تعبير نمودند در اين رابطه مي‌فرمايند: «نفاق عبارت است از اين‌كه كسي يا جماعتي، يك فكري، راهي و جهت‌گيري داشته باشد و خلاف آن را به مومنين ابراز كنند، اين نفاق است.مؤمن نباشد و وانمود كنند كه مومنند، در راه خدا نباشند و وانمود كنند كه در راه خدايند (دروغ بگويند)، پنهان كردن يك ضلالت و تاريكي و نشان دادن چيزي برخلاف آن، كه در آنها نيست. اين معناي نفاق در قرآن است.» (1)

مقام معظم رهبري جريان نفاق را در سه دسته مورد بررسي قرار داده‌اند و دسته دوم آنها را بسيار خطرناك دانسته و آن‌را نفاق جديد وآسيبي قلمداد كرده‌اند كه امروز جهان اسلام و جامعه انقلابي ايران با آن مواجه است و در اين رابطه همگان را به هوشياري، بصيرت و شناخت عميق افراد و جريان‌هايي كه به نفاق سياسي آلوده گشته‌‌اند توصيه مي‌فرمايند.

دسته‌ اول: منافقين ابتداي ورود پيامبر(ص) به مدينه: كساني بودند كه يا اصلاً هيچ به اسلام ايمان نياورده بودند، يا بعضي ايمان از روي احساسات آورده بودند اما اعتقاد به اسلام و پيامبر(ص) و معارف اسلامي آنها هيچ عمقي نداشت، با اندك تكاني در همان اوايل كار، اين ايمان زايل شد و همان كفري كه قبلاً وجود داشت مستقر شد. اينها كساني بودند كه قرآن [از آن‌ها] به «في قلوبهم مرض‌...» (2) تعبير مي‌كند.

دسته دوم: مومنيني كه به مرور منافق شدند: كساني كه جزء مومنين بودند و اول كار مطلق هيچ نشانه‌اي از نفاق در آنها وجود نداشت، ليكن به مرور دچار عوارضي شدند، اين عوارض كار دست آنها داد. اينها با پيغمبر، با حركت اسلامي و با آن انقلاب عظيم، هيچ دشمني نداشتند، دوست هم بودند، احياناً در جنگ‌هايي هم شركت كردند، اما يك خراش كوچكي پيش آمد، آن را علاج نكردند، يك مومن بر اثر مراقبت نكردن از خود در رفتار و گفتار، كارش به جايي مي‌رسد كه ايمان خود را از دست مي‌دهد، تكذيب ايات الهي مي‌كند. اين دسته دوم در جهان اسلام بود و ادامه پيدا كرد و آن چيزي كه بالاخره جريان اسلام را در صدر اسلام شكست داد، اين بود.

دسته سوم: منافق محارب: منافقيني كه به مدينه آمدند و ايمان آوردند بعد دچار لغزش شدند، خود را حفظ نكردند و در يمامه با پيامبر اعلان جنگ دادند.

رهبر معظم انقلاب تاكيد نمودند كه شناخت دسته دوم مشكل‌تر است:

«كسي كه در عداد مجموعه‌ي شما بوده است و به خاطر مشكلي ايمان خود را از دست داده است و در جرگه‌ي دشمنان قرار گرفته است، اما شهامت اظهار ندارد، يا مصلحت را در عدم اظهار مي‌بيند، از كجا مي‌شود اين را شناخت.»

در ادامه تصريح مي‌كنند كه امروزه براي شناخت اين‌گونه منافقين يك نشانه وجود دارد: «آن نشانه چيست؟ همراهي با دشمن شناخته شده، مظهرش حالا آمريكا و بعضي از كشورهاي ديگر هستند.» (3)

نشانه‌ها و ويژگي‌هاي نفاق جديد
===================
نفاق جديد كه همان نفاق سياسي و رويگرداني برخي نيروها و گروه‌هاي انقلابي از آرمان‌ها و اهداف اوليه مي‌باشد، چالشي هولناك در مسير انقلاب اسلامي است، همكاري و هماهنگي آشكار و پنهان برخي فعالان سياسي با قدرت‌هاي بيگانه از جمله آمريكا و اروپا غيرقابل انكار است و اعترافات متهمان آشوب‌هاي خياباني پس از انتخابات دهم در خرداد 88 بهترين گواه بر اين همكاري است. سردادن شعار انقلابي بودن و خط امامي بودن اما در واقع عدول از آنها و برخلاف آن عمل كردن در ميان بسياري از گروه‌ها و شخصيت‌‌هاي اصلاح‌طلب آشكارترين نشانه نفاق سياسي است. ادعاي اعتقاد و پايبندي به ولايت فقيه لكن عدم پيروي و فقدان التزام عملي آنها به ولايت‌فقيه و ولي‌فقيه از نفاق درون آنها حكايت دارد. استفاده ابزاري از مقدسات همچون رنگ سبز براي دستيابي به قدرت و منافع مادي، ادعاي اصلاح‌طلبي اما زمينه‌سازي گسترش فساد و انحراف، ادعاي قانون‌گرايي لكن دست زدن به قانون‌شكني و قانون گريزي و تلاش براي تغيير قانون اساسي و تضعيف نهادهاي قانوني، مخالفت با اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منكر، توطئه‌چيني در تضعيف موقعيت انقلاب اسلامي، شايعه‌پراكني، دروغ‌گويي، مانند ادعاي تقلب در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري از سوي اصلاح‌طلبان، امام‌زدايي، تمسخر ديگران، ايجاد يأس و اشرافي‌گري و سرمايه محوري توسط انديشمندان و عالمان اصلاح‌طلب، بر هم زدن نظم و انسجام و اتحاد مردم، پيروي از هواهاي نفساني در لواي فعاليت ديني و انقلابي، تضعيف باورهاي ديني و ارزش‌هاي اسلامي و ايجاد ترديد و تشكيك در آنها و ده‌ها و صدها نمونه‌ي ديگر از مصاديق بارز نفاق هستند و مي‌توان با اين معيارها مومنان را از منافقان و انقلابيون را از عناصر گروه‌هاي بريده و مردود، بازشناخت.

ولايت شاقول ايمان و نفاق
===============
رسول خدا(ص) دوستي امام علي(ع) را نشانه ايمان و بغض و مخالفت با آن حضرت را نشانه نفاق دانستند. ولايت ديني كه در عصر كنوني در ولي فقيه جامع‌الشرايط مصداق يافته است معيار و شاقولي گويا و آشكار است كه مي‌توان صفوف منافقان و مومنان را با آن بازشناسي كرد. برخي منافقان سياسي گفتند حتي امام حسين(ع) را نيز مي‌شود استيضاح كرد، گفتمان مهدويت را به سخره مي‌گيرند، با رقابت با ولي‌فقيه و يا نامه‌نگاري و... به تضعيف رهبري مي‌پردازند. برخي ادعا مي‌كنند سابقه رفاقت و آشنايي ديرينه با رهبري دارند لكن در عمل، خلاف آن عمل مي‌كنند.

نويسنده: هاجر بهرامي مقدم

منبع: اميد انقلاب


دسته ها : سیاست
سه شنبه 1390/3/10 11:58
X