معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 3125378
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

در دو دهه اخير، مسئله حجاب و عفاف همواره يكي از دغدغه‌هاي مهم دينى، فرهنگي و اجتماعي بوده كه گاه مورد توجه دستگاه‌ها و نهادهاي دولتي و عمومي قرار گرفته است.

به همين دليل، صاحب نظران، كارشناسان و پژوهشگران سعي كرده‌اند درباره اين موضوع از ابعاد مختلف فقهى، كلامى، جامعه‌شناسى، روان‌شناسى، حقوقى، سياسي و حتي اقتصادي به تحقيق و اظهار نظر بپردازند. در اين ميان، رسانه‌هاي جمعي اعم از ديدارى، شنيداري و مكتوب، نقش انكارناپذيري در ترويج يا تضعيف فرهنگ حجاب و عفاف در سطح عموم داشته‌اند.

به جرئت مي‌توان گفت مسئله حجاب و عفاف زنان از معدود مسائلي است كه رسانه‌هاي داخلي بدون هيچ‌گونه طرح مدوّني به آن پرداخته‌اند و بيشتر دچار سردرگمي گرديده‌اند. بعضي اوقات دفاع و پرداخت به شيوه نادرست، آثار منفي برجاي گذاشته و موجب سوء استفاده بيشتر شده است. نمونه آشكار و بزرگ آن رسانه ملي است كه كاملاً مشهود است؛ در اين موضوع برنامه مدوني ندارد و گاهي دچار تناقض مي‌شود.

در اين مقاله كوتاه در پي پاسخ به سه پرسش اساسي هستيم:

1. جايگاه حجاب و عفاف در فرهنگ اسلامي چيست؟

2. آسيب‌ها و مشكلات رسانه‌ها در اين خصوص، چگونه است؟

3. سياست‌ها و راه‌كارهاي ترويج آن كدام است؟

1. جايگاه حجاب و عفاف در فرهنگ اسلامى
عفاف و پاكدامني از آشكارترين نشانه‌هاي زندگي و سلامت جامعه اسلامى، و حجاب اسلامي يكي از مهم‌ترين نمادهاي تمايز آشكار ميان جوامع اسلامي و غير اسلامي به شمار مي‌رود. در پرتو رعايت حجاب و التزام به عفاف است كه شخصيت انساني زن حفظ و زمينه‌هاي رشد و تكامل زن و مرد در ابعاد مختلف فراهم مي‌شود. در پرتو حجاب، پيوندها و علايق خانوادگي استحكام و دوام مي‌يابد، امنيت و آرامش روحي و رواني به وجود مي‌آيد و حضور سالم و كارآمد زنان كه نيمي از پيكره جامعه را تشكيل مي‌دهند، در ابعاد گوناگون سياسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادي و ... تضمين مي‌شود. شايد به همين سبب باشد كه «حجاب» از ضروريات دين اسلام به شمار آمده است.

بسياري از پژوهشگران و انديشمندان حوزه دين و اجتماع، يكي از ريشه‌هاي مهم مشكلات و نابساماني‌هاي جوامع را، فقدان يا ضعف حيا و عفاف مي‌دانند و در نگاه كلى، مي‌توان اساسي‌ترين علل فساد و نابودي جوامع و انحراف از مسير اصيل و ناب پيامبران الهي را، يكي فراموش كردن عبادت و عبوديت و ديگري پيروي از شهوات نام برد، كه هر دو با بي‌بند و باري جنسي و كنار گذاردن حيا و عفاف و نماد روشن آن؛ يعني حجاب، ارتباط مستقيم دارد. قرآن كريم مي‌فرمايد:

( فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصّلاةَ وَ اتّبَعُوا الشّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّا) [1]؛

«آنگاه پس از آنان جانشيناني به جاي ماندند كه نماز را تباه ساختند و از هوس‌ها پيروي كردند و به زودي سزاي گمراهي خود را خواهند ديد».

بدين سان، اقوامي كه از دين خدا و آموزه‌هاي وحياني پيامبران خود اطاعت نكردند و به جاي آن، پيروي از شهوات را كه در رأس همه آنها شهوات جنسي و فساد اخلاقي است، برگزيدند، همواره محكوم به هلاكت و نابودي بوده‌اند.

در دوره اسلامي نيز به گواهي تاريخ، يكي از عوامل مؤثر در افول حكومت مسلمانان در اندلس، رواج مي‌گسارى، زن‌بارگي و خريداري كنيزكان آوازه‌خوان و در يك كلام، رواج بي‌بندوباري جنسي و به فراموشي سپرده شدن ارزش‌هاي اسلامي همچون: حجاب، عفاف، حيا و ... از سوي فاتحان اين سرزمين بود.[2]

تاريخچه ورود سكس و برهنگي به زندگي بشر
پيشينه رواج برهنگي و سكس، عمدتاً به دوره شكل‌گيري رنسانس در اروپا و فراگيرشدن آن در نقاط مختلف و صنعتي شدن اروپا و به وجود آمدن وسايل ارتباطي پيشرفته باز مي‌گردد كه حيا، عفت، پوشش، پاكدامني و در نهايت پارسايى، اندك اندك از جامعه انساني فاصله گرفت. اين تحول نه تنها سبب جدايي انسان غربي از ارزش‌هاي الهي و معنوي شد، بلكه به دليل تفوق و تسلط غرب، رفته رفته فرهنگ برهنگي به ويژه از طريق هنر و ادبيات در فرهنگ ديگر ملل، رسوخ كرد كه مي‌توان از سينما به عنوان يكي از مهم‌ترين ابزارهاي ترويج برهنگي در غرب و كشورهاي ديگر نام برد.

بدين ترتيب، كم كم عشق، جاي خود را به سكس داد و هنر كه ترجمان عالم معنا بود، تبديل به آينه دنياي صورت شد و در اين ميان سينما كه «هنر هفتم» نام گرفته بود، آينه تمام نماي ابتذال گرديد. سرمايه‌داران نيز سينما را با سكس پيوند دادند و تلويزيون هم سينما را هر شب، به همه خانه‌ها به ارمغان برد. متأسفانه در كشور اسلامي ما نيز تلويزيون مهم‌ترين رسانه ملى، پيش از انقلاب در فضاي فرهنگى كاملاً الهام گرفته از فرهنگ غرب، ظهور كرد و همان نگاه ابزاري سينماي غرب به زن، به تلويزيون ايران نيز انتقال يافت.

با پيروزي انقلاب اسلامي و تحولات عميقي كه در سياست كلان كشور و فرهنگ عمومي مردم پديد آمد، رسانه ملي نيز دستخوش تغيير شد و عمده مظاهر فساد و برهنگي از صفحه تلويزيون كنار رفت و فعاليت‌هاي هنري و نمايشي به دور از ابتذال آغاز شد و گسترش يافت. ولي نكته مهمي كه از آن غفلت شد، روش‌ها و ابزارهاي رسانه در زمينه چگونگي جذب مخاطب و اثر گذاري بيشتر بر او بود كه دچار تغيير چنداني نشد و كار اساسي صورت نگرفت. از اين رو، به تدريج در تلويزيون شاهد ورود سكس پنهان بوديم، به اين معنا كه برخي فيلم‌سازان كه با ممنوعيت استفاده از ظاهر و جذابيت‌هاي زنانه روبه رو شدند، براي جبران اين خلأ و به جهت جذب مخاطب و فروش و سود بيشتر، به فاكتورهايي همچون: محوريت زيبايي چهره در انتخاب بازيگر، به ويژه بازيگران جوان، پوشش‌هاي تنگ و نامناسب در عين حفظ حدود شرعي حجاب گر چه به تدريج به بهانه‌ها و به شيوه‌هاي مختلف حدود الزامي حجاب نيز ناديده گرفته شده است[3] ، به تصوير كشيدن روابط آزاد و صميمانه زن و مرد در قالب همكار، دوست، همسايه و ...، طرح عشق‌هاي آتشين به دنبال يك نگاه، آرايش‌هاي غليظ و محرك به بهانه‌ گريم، استفاده از چهره‌هاي جذاب و بدون حجاب بازيگران خارجي در سريال‌هاي ايراني و ضبط بخش‌هايي از فيلم‌ها در فضاي عمومي كشورهاي غرب‌زده كه اخيراً مرسوم شده است روي آوردند و بدين ترتيب تلويزيون به عنوان رسانه تصويري عمومي و اثرگذار، در برخي موارد به يكي از عوامل ايجاد ناهنجاري در حجاب بانوان و عفاف در سطح عموم تبديل شد و همين امر بهانه‌اي گرديده است تا مخالفان حجاب، عملكرد تلويزيون را به عنوان شاهد استدلال‌هاي خود به رخ بكشند.

2. آسيب‌ها و مشكلات[4]
ضمن سپاس از تلاش‌هايي كه تا كنون از سوي رسانه‌ها در خصوص حجاب و عفاف انجام پذيرفته است، اما به نظر مي‌رسد براي ترويج آن بايد گام‌هاي بيشتري برداشته مي‌شد كه به عللي از انجام آن بازمانده‌اند و اين، خود نيازمند آسيب‌شناسي جدي و دقيق است.

1. يكي از مهم‌ترين آسيب‌ها و مشكلات اين است كه در ساختار مديريتي رسانه‌ها، همه چيز بخش‌بندي شده و بخش معارف ديني يا مناسبت‌هاي ديني در عرض و كنار بخش‌ها و گروه‌هاي ديگر قرار دارد، به ويژه در رسانه ملى؛ در حالي كه ديدگاه ديني بايد بر تمام بخش‌هاي رسانه ديدارى، شنيداري و نوشتارى، حاكم باشد. رسانه نخست بايد تلقي درستي از دين و مفاهيم ديني داشته باشد تا بتواند مثلاً حجاب را كه بخشي از دين است، به شيوه‌هاي مختلف و به شكل شايسته براي مردم تبيين كند.

بنابراين جداسازي برنامه‌‌هاي ديني و معارفي از ساير برنامه‌هاي جذاب و سرگرم‌كننده، آسيب جدّي در رسانه است. به عنوان مثال، رسانه ملي با تأسيس شبكه قرآن يا راديو معارف، گويا به تعهد ديني خود عمل كرده است.گر چه اين امر در جاي خود ارزشمند و قابل تقدير است، ولي باعث شده است كه در شبكه‌هاي ديگر به مباحث معرفتي كمتر توجه شود.

2. سطحي‌نگري و بسنده كردن به مطالب صرف علمي و خشك و سهم ناچيز هنر و ادبيات، باعث مي‌شود كه القاي معارف بدون جذابيت لازم صورت گيرد. از اين رو، بخش عمده‌اي از برنامه‌هاي رسانه‌ها براي سطح تحصيل كرده جامعه قابل استفاده است؛ در حالي كه عمده كساني كه حجاب را رعايت نمي‌كنند، حاضر به تحقيق و تعقل درباره اين موضوع نيستند و بيشتر بايد غيرمستقيم مورد خطاب قرار گيرند. و يا در برنامه‌ها، نوعي سطح‌نگري و ساده‌انگاري وجود دارد.

3. يكي ديگر از اشكالات مهم و عمده رسانه‌ها در زمينه حجاب، ضعف برنامه‌ريزي دقيق و هماهنگ و عدم اهتمام جدي به ترويج فرهنگ عفاف و پوشش اسلامي است. در يك كلام انسان نمي‌تواند مسئله حجاب را به عنوان جريان فرهنگى در رسانه‌ها پي‌گيري كند. هر چه هست، كار مقطعي است كه به مناسبت‌هايي مثل ماه رمضان، تابستان و .... آن هم بسيار سطحي مطرح مي‌شود. بديهي است فرهنگ سازي يك ارزش و هنجار ديني يا اجتماعى، نياز به برنامه مدوّن و جريان‌سازي مناسب دارد، والاّ ممكن است نه تنها تأثيرگذار نباشد، بلكه موجب دلسردي و دلزدگي شود.

4. اگر برنامه نسبتاً مدوّن و سياست اصولي نيز در دستگاه‌ها و رسانه‌ها وجود داشته، تا كنون اين‌ سياست‌ها كمتر ضمانت اجرايي داشته‌اند؛ به خصوص محصولات رسانه ملي كه عملاًٌ جذاب‌ترين و پرمخاطب‌ترين رسانه‌است، عمدتاً بر اساس طرح‌ها و ايده‌هاي سليقه‌اي و شخصي برنامه‌سازان تهيه شده‌اند.

در رسانه‌ ملى، حرف آخر را نويسندگان و سازندگان برنامه‌ها مي‌زنند و تشكيلاتي هم براي هدايت و ارزيابي مسئوليت آنان وجود ندارد. شايد بتوان گفت سياست‌هاي سيما در زمينه عفاف و حجاب مشخص است، ولي اين سياست‌ها به بخش توليد برنامه‌ها راه نيافته‌اند؛ در نتيجه انتقادها و پيشنهادها در اين زمينه بي‌پاسخ مانده‌اند.

5. تهران محور بودن رسانه‌ها در اين زمينه و بسياري از مقولات فرهنگى اجتماعى، از ديگر آسيب‌هاست. رسانه‌ها از جمله صدا و سيما، معمولاً تهران را محور برنامه‌سازي خود قرار مي‌دهند. در بسياري موارد اين مسئله باعث مي‌شود كه روند تغيير برخي از هنجارها به ناهنجارها و ارزش‌ها به ضد ارزش‌ها در كل كشور تسريع شود. در واقع تهران به دليل شرايط خاص، بسيار سريع‌تر در معرض ناهنجاري‌ها از جمله «بدحجابي» قرار مي‌گيرد و چون محور برنامه‌هاي رسانه‌ها تهران است، فضاي حاكم بر شهر تهران به ديگر شهرها منتقل مي‌شود.

6. جداسازي حجاب از عفاف و حيا، يكي از آسيب‌هاي ديگر است. وقتي صرفاً محور مباحث حجاب باشد و نه عفاف، آنچه از آموزش‌ها و برنامه‌هاي تبليغي رسانه حاصل مي‌شود، آن چيزي نيست كه قلب و ذهن را تحت تأثير قرار دهد. «عفت» حالتي نفساني و دروني است كه با فطرت انساني سازگار است و يكي از نمادهاي آن، حجاب است كه به عفاف و حيا صورت و شكل مي‌دهد و حتي گاهي در عمل، عفت كه حالت نفساني و دروني است، با حجاب به تعارض مي‌رسند.

به عنوان مثال، چادر يك نَه بزرگ به نامحرمان است. لذا عقلاً نمي‌توان پذيرفت كه خانمي چادر به سر كند، ولي در عين حال رفتارهاي باز، مراودات مستمر و طولاني مدت و ارتباطات سهل الوصول با نامحرمان را داشته باشد. چگونه است كه مجريان يا بازيگراني كه چادر دارند، در عين داشتن حجاب، روابط غيرمتعارف و غير شرعي با نامحرمان را دارند؛ مانند گپ زدن با ميهمانان مرد برنامه‌ها و همكاران تلويزيونى، هم‌صحبت‌شدن طولاني با مردان نامحرم در نقش‌هاي مقابل، يكي به دو كردن‌ها، شوخي‌ها و گفتن حرف‌هاي شبه عاشقانه و حتي عاشقانه و عاطفى؟ معلوم نيست خانمي كه در ارتباطات كلامى و غيركلامي خود، به حداقل هنجارها و عفاف قناعت مي‌كند، چگونه در گزينش نحوه پوشش، حجاب حداكثري را برمي‌گزيند؟[5]

7. امروزه اكثر نشريات عمومي در طرح‌هاي روي جلد يا صفحات حساس و پرخواننده و نيز در كتاب‌ها و از همه مهم‌تر برخي برنامه‌هاي نمايشي تلويزيون، سينما و تئاتر به روال نشريات و فيلم‌سازان خارجى، براي جذب مخاطبان از تصاوير زنان زيبا با آرايش‌هاي تند و غليظ بهره‌ مي‌گيرند و آن دسته از نشرياتي كه تا حدودي مي‌خواهند حرمت نگه دارند، از تصاوير دختران خردسال و غيربالغ ولي با آرايش‌هاي زنانه استفاده مي‌كنند.

اين نوع نگاه ابزاري به زن، كه حقيقتاً با روح حجاب و عفاف كاملاً مغاير است، در واقع بازگشت خزنده و پنهان و كم‌رنگ همان رسانه‌هاي قبل از انقلاب و خارجي است.

8. غالباً در داستان‌ها، رمان‌ها، تصاوير، فيلم‌ها و سريال‌ها، نقش‌هاي منفي و مشاغل سطح پايين جامعه مانند مستخدمه و ... براي زنان چادري اختصاص مي‌يابد، ولي زناني كه حجاب كاملي ندارند، به عنوان زنان تحصيل‌ كرده، موفق، مؤثر و اجتماعى قلمداد مي‌شوند. طبق ارزيابي به عمل آمده از ابتداي سال 1380 تا پايان سال 1383 در سريال‌هاي تلويزيوني در 56 سريال، پوشش چادر، تحقير يا تضعيف شده است؛ بدين شكل كه پوشش چادر اختصاص به زنان فقير، بي‌سواد، مستخدمه، سالخورده و زنان درمانده مانند زنان بيوه و همسر مردان معتاد نشان داده شده يا از آن به عنوان پوششي براي حضور در قبرستان، مجالس عزا، زندان و غيره استفاده شده است!

3. سياست‌ها و راه‌كارها
در بعضي از مباحثي كه ذكر كرديم، به سياست‌ها و راه‌كارها نيز اشاره شد. در اينجا موارد ديگري را يادآور مي‌شويم:

الف) سياست‌ها
تبيين سياست‌ها و برنامه‌هاي شوم دشمنان در ارتباط با شكستن حريم عفاف و حجاب؛

تبيين و تشريح آثار مثبت عفاف و حجاب و حيا و آثار زيان‌بار ناديده گرفتن آنها؛

ترغيب نهادهاي دولتي و مردمي به رعايت عفاف و حجاب از درون خود؛

تبيين صحيح الگوي ارتباط با زنان و مردان در اجتماع، به ويژه دوستي‌هاي دختران و پسران و پيامدهاي نامطلوب ارتباط ناصحيح؛

ارائه و ترويج الگوهاي مطلوب و جذاب حجاب و عفاف؛

ارائه آمارها و مستندات از كشورها و جوامع بي‌بند و بار و آثار سوئي كه گريبان‌گير آنان شده است، به ويژه جوامع غربى؛

تهيه گزارش‌هاي مستند و مناسب از وضعيت بي‌حجابي و آثار سوء اجتماعى، فردي و خانوادگي كه بر بعضي از افراد بدحجاب گذاشته است.

ب) راه‌كارها
تعريف و تبيين محدوده حجاب و عفاف براي مديران و دست‌اندركاران رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و نشريات مختص زنان، خانواده و جوانان؛

تربيت نيروهاي كارشناس در بحث حجاب و عفاف و امور بانوان از ميان كارآمدترين نيروهاي رسانه‌ها؛

تشويق و ترغيب مديران كلان و مياني رسانه‌ها به حساسيت در برابر بدحجابى، هم در ميان كاركنان و هم محتواي مطالب رسانه‌‌اي خود؛

برگزاري نشست‌ها و همايش‌ها براي دست‌اندركاران رسانه‌ها؛

تشكيل ستاد برنامه‌ريزي و اجرايي براي نهادينه كردن موضوع حجاب و عفاف در رسانه‌ها و رصد كردن اين موضوع در جامعه؛

تهيه گزارش‌هاي مستند و منتقدانه از عملكرد دستگاه‌هاي مربوط؛

عدم استفاده از تصوير زنان بدحجاب و دختران زيباروي با آرايش غليظ در مطبوعات و صدا و سيما؛

عدم پخش فيلم‌هاي محرك و مهيج كه زنان بدحجاب نقش‌هاي اصلي را دارا هستند؛

عدم شخصيت‌پردازي و الگوسازي از زنان هنرپيشه ايراني كه معمولاً فسادهاي ديگر در گذشته و حال خود دارند.

استفاده از پوشش‌هاي سنتي و غير محرك در تصاوير و فيلم‌ها؛

تبيين استدلالي احكام شرعي حجاب و عفاف (مستند به قرآن و روايات و سيره معصومان:)؛

تبيين علل و ريشه‌هاي شيوع بدحجابي در جامعه و نقش عوامل مختلف خصوصاً رسانه‌هايي چون: اينترنت، ماهواره و ... در تضعيف حجاب و فرهنگ عفاف؛

تبيين مقام، كرامت و منزلت زن؛

پوشش خبري مناسب از برنامه‌هاي جشن تكليف دختران در سراسر كشور؛

تهيه و انتشار ويژه‌نامه‌هاي جذاب براي اشاعه فرهنگ حجاب.

پي‌نوشت‌ها
1 . مريم/59.

2 . فرهنگ و تمدن اسلامى، علي اكبر ولايتى، قم، دفتر نشر معارف، 1384ش، ص146

3 . يكي از علل عمده در خطاي دست‌اندركاران و متوليان رسانه‌هاي تصويري و شنيدارى، برداشت سطحي از مفهوم حجاب و مفاهيم مرتبط با آن از جمله: عفاف، حيا، خلوت، تبرّج، اختلاط و .. مي‌‌باشد كه به عمق اين مفاهيم و مصاديق و نمادهاي آن شناخت ندارند.

4 . ر.ك: فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگى، غلامعلي حداد عادل، تهران، سروش، 1374ش.

5 . مقاله «خانم‌هاي چادري سيما»، علي جعفرى، ماهنامه تخصصي خانه هنر و انديشه، رواق انديشه، س6، ش62، ص 34.

منبع: سايت عفاف


دسته ها : عمومی
دوشنبه 1390/3/9 7:26
X