معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2109226
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

عبادت به قصد درمانِ روان نيست، بلكه به وسيله درمانِ روان از اعتقادات غير حق و به دست آوردن اعتقادات صحيح تازه مي‌توان به عبادت موفق شد و بالاتر از تصحيح اعتقادات مگر عبادتي هست!؟

به تبع عبادت صحيح، روان هم درمان مي‌شود و ذيلاً روشن خواهد شد كه چگونه اولياء خدا اهل بيت عصمت عليهم‌السلام دل‌ها را درمان مي‌كنند.

عبادت غير انساني [عمل]:
وقتي صحبت از عبادت مي‌شود، بيشتر اعمال بدني مثل نماز و روزه و دعا كردن و صدقه دادن و خدمت به مردم و بجا آوردن حج و امثال آن به ذهن خطور مي‌كند اما هيچ‌كدام از اينها عبادت خدا ناميده نمي‌شود مگر آن‌كه از ابتداي عمل تا انتهاي آن چيزي در ما حاصل شود كه اگر آن نباشد يا بايد بگوييم عبادت باطل است و يا بايد بگوييم اصلاً عبادت انساني انجام نشده است و آن چيز يك فكر نو و جديد مي‌باشد كه اگر آن فكر به هنگام نوشيدن آب هم وجود داشته باشد، آب نوشيدن ما عبادت خواهد بود چه برسد به عملي كه مثل نماز داراي ظاهر عبادي باشد كه با آن فكر تازه عبادت غيرانساني ما، انساني و قابل قبول مي‌شود والاّ به نمازخواندن يك عمل مي‌گويند نه يك عبادت و ساير مراسم مذهبي هم به همين منوال مي‌باشد. در عبادت غيرانساني، فكري وجود ندارد. فكري كه از روي اختيار باشد. حال شايد پرسيده شود مگر عبادت غيرانساني هم داريم!؟

عبادت اختياري و غير اختياري
در سوره‌ي مباركه مريم، خداي متعال در ايه 93 مي‌فرمايد: «ان كلُّ مَن في السمواتِ و الارض الاّ آتي الرحمنِ عَبداً تمام كساني كه در آسمان‌ و زمين هستند بنده‌ي خداي رحمان هستند.»

اين بنده بودن غيراختياري مي‌باشد و براي موجودات اين‌گونه بنده بودن فضيلتي نيست. هر موجودي همان‌طور كه وجود دارد و وجودش لطف خداست، بنده بودنش هم لطف خداست و اختياري در موجودات نيست كه آن اختيار سبب لطف ديگري از سوي خداي لطيف به آنها شود بلكه با وجودشان، بنده‌ي خدا هم هستند.

در سوره‌ي مباركه ذاريات ايه 56 مي‌فرمايد: «ما خَلَقتُ الجِنَّ و الانسَ اِلاّ لِيعبدوُن خلق نكردم جن و انسان را مگر براي اين كه عبادت كنند مرا.»

در اينجا خداي متعال عبادت را از انسان خواسته است و به او لطف ديگري علاوه بر موجودات ديگر كرده و آن اعطاء اختيار مي‌باشد كه از روي اختيار بندگي خدا را انجام دهد و طبق اين ايه شريفه هدف خلقت انسان، عبادت اختياري مي‌باشد و ملاك عبادت اختياري هم يك فكر نو و تازه است.

آن فكر نو كدام است؟
به دست آوردن اين فكر جديد چگونه است و از كجا بايد شروع كرد؟ آن فكر كه سبب ثبات ما در اسلام است چيست تا آن را تقويت كنيم؟ در واقع بايد گفت همان فكري كه سبب پذيرفتن اسلام عزيز است، چيست؟ اساس عبادات در اسلام چيست؟

پاسخ اين پرسش، يافتن خدا و خدامحور شدن با عقل و قلب است و به تبع آن، بدن و اعضاء هم به اطاعت عقل و قلب درمي‌ايند والاّ اعمال ظاهري، پوستيني بيشتر نخواهند بود و روساي اين دين و مذهب آن‌قدر كه بر تفكر ترغيب كرده‌اند شايد بتوان گفت: بر هيچ عملي ترغيب نكرده‌‌اند تا جايي كه فرموده‌اند: عبادتي مثل آن نيست.

قال اميرالمومنين(ع): «لاعبادة كاتفكّر في صُنعة الله عزّ و جلّ هيچ عبادتي مانند فكر كردن در صنع خداي عزوجل نيست.»

بله اينجا مرز حيوانيت و انسانيت است. مرز انسانيت با حيوانيت در افضل عبادات يعني تفكر است كه اين فكر خود، جامه عبادي بودن بر بدن ساير اعمال مي‌كند. اين فكر بايد حاصل شود و با خطورات لحظه‌اي كار درست نمي‌شود و بايد تكرار كرد تا نتيجه حاصل شود و شايد به همين جهت باشد كه در روايت از «كان يقول» استفاده كرده كه دلالت بر استمرار مي‌كند. كان يقول يعني اميرالمومنين(ع) كراراً مي فرمودند: «نبّه بالتفكّر قلبك: به‌وسيله تفكر قلبت را بيدار كن.»

اسلام آن‌قدر به حقانيت خود اطمينان دارد كه دائماً دعوت به تفكر مي‌كند و خداي متعال شرط قبول اعمال را يك امر فكري قلبي قرار داده و صادق آل محمد(ع) كه اين دين كه از تعاليم ايشان به ما رسيده است مي‌فرمايند: «تفكر ساعة خيرٌ من عبادة سنة انما يتذكّر اولوالالباب يك ساعت فكر كردن بهتر از سالي عبادت است (كه در قرآن آمده) جز اين نيست كه خردمندان پند مي‌گيرند.»

خاتم انبياء(ص) كه اول مبلغ اين دين كامل بوده‌اند مي‌فرمايند: «فكرة ساعة خير من عبادة سنة ساعتي فكر كردن بهتر از يك سال عبادت است.»

و امام رضا پاره تن ايشان(ع) مي‌فرمايند: «ليس العبادة كثرة الصلوة و الصوم، انّما العبادة التفكر في امر الله عبادت به بسياري نماز و روزه نيست، بلكه عبادت فكر كردن در امر خداست.»

يعني غرق اعمال ظاهري نشويد، اين اعمال ظاهري بايد مُخ و مغزي داشته باشد كه آن حاصل نمي‌شود مگر با فكر لذا حصر فرمودند كه اصلاً عبادت فقط تفكر در امر خداست زيرا اين تفكر در كار خداست كه باعث مي‌شود، حقيقت جويان اسلام آورند و ثابت قدمان بر آن ثابت بمانند و عاقبت به خيران عاقبتشان ختم به خير شود.

ابوذر عليه الرحمة و تفكر
درباره حقيقت‌جو و ثابت قدم و عاقبت به‌خيري همچون ابو‌ذر عليه الرحمة وارد شده كه : «كان اكثر عبادة ابي‌ذر التفكر بيشتر عبادت ابي‌ذر (ع) تفكر بوده است.» و نيز «ام ابي‌ذر و قد سئلت عن عبادة ابي‌ذر : كان نهاره اجمع يتفكر في ناحية من الناس، از مادر ابوذر درباره‌ي عبادت او سوال شد. گفت: تمام روز را از مردم كناره مي‌گرفت و به انديشيدن مي‌پرداخت.»

امام خميني(ره) و تفكر
امام (ره) كتاب اخلاقيشان را با چيزي شروع نكرده‌اند مگر بحث تفكر و مي‌فرمايند: «بدان كه اول شرط مجاهده با نفس و حركت به جانب حق تعالي تفكر است.»

و نيز در حديث دوازدهم همين كتاب فرموده‌اند: «بدان كه از براي تفكر فضيلت بسيار است و تفكر مفتاح ابواب معارف و كليد خزائن كمالات و علوم است و مقدمه لازمه سلوك انسانيت است و در قرآن شريف و احاديث كريمه تعظيم بليغ و تمجيد كامل از آن گرديده و از تارك آن تعبير و تكذيب شده و در كافي شريف سند به حضرت صادق(ع) رساند كه فرمود: «افضل العبادة أدمان التفكر في الله و في قدرتة پيوسته فكر نمودن درباره‌ي خداوند و توانايي او برترين عبادت است.»

امام خميني (ره) و تفكر در دوري و نزديكي زمين از خورشيد

ايشان در همين بخش مي‌فرمايند: «ما اكنون نظر شما را جلب مي‌كنيم به يكي از دقايق خلقت كه نسبتاً نزديك به افهام و از محسوسات به‌شمار ايد تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. اي عزيز، نظر كن و تفكر بنما در اين نسبتي كه در بين شمس و زمين است به مسافت معين و حركت خاص كه زمين دارد به دور خود و شمس، كه با مدار معيني حركت مي‌كند كه شب و روز و فصول از آن حاصل مي‌شود؛ چه اتفاق صنع و حكمت كاملي است كه اگر با اين ترتيب نبود، يعني شمس نزديك بود يا دور بود، در صورت اول از حرارت و در صورت دوم از سرما و برودت، در زمين تكون معدن و حيوان و نبات نمي‌شد. و اگر چنان‌چه با همين نسبت ساكن بود زمين، توليد روز و شب فصول نمي‌شد و بيشتر زمين يا تمام آن قابل تكوين نمي‌شد. اكتفا به اين نيز نشده، اوج، يعني غايت دوري زمين از شمس، در جانب شمال واقع شده كه حرارت زياد نشود و صدمه به مكوّنات وارد نيايد، و حضيض، يعني غايت نزديكي شمس به زمين در جانب جنوب واقع شده كه از سرما ضرر به ساكنين زمين وارد نشود.»

خميني كبير و تفكر در ماه
و در ادامه مي‌فرمايند: «به اين نيز اكتفا نشده، ماه را كه تأثير در تربيت موجودات زمين دارد، در سير با زمين مختلف قرار داده، به طوري كه شمس وقتي در شمال زمين است، قمر در منطقه جنوبي؛ و به عكس؛ وقتي آن يك در منطقه جنوبي است، اين يك در منطقه شمالي است، براي انتفاع سكان ارض از آنها. اينها يكي از امور محسوسه‌ي ضروريه است؛ لكن احاطه به دقايق و لطايف آن جز خالق آن، كه علمش محيط است، احدي پيدا نكند. … ايا پس از اين تفكر، عقل شما محتاج به مطلب ديگريست. اين موجودات را با اين همه حكمت و نظام و ترتيب متقن ايجاد فرموده؟ أفي الله شك فاطر السموات و الارض ايا در خدا كه پديدآورنده‌ي آسمان‌ها و زمين است، شكي هست!؟»

بزرگ‌ترين گناهان كبيره فكريست
اعظم گناهان كبيره شرك است كه گناهي فكري، قلبي است و يا ياس از رحمت خدا كه بعد از شرك از اكبر كبائر است و نيز امن از مكر خدا كه از كبائر است و يا قنوط كه همه اين‌ها در جاي خود بايد بحث شود و اخلاص نيز كه ملاك قبولي اعمال است قلبي است كه بحث از آن اگر توفيقي بود از قول علماي عامل خواهد آمد.

نويسنده: حميدرضا اشترانى

منبع: نشريه اميد انقلاب


دسته ها : مذهبی
يکشنبه 1390/3/8 14:56
X