معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 3349012
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

بشر از روزهاي اوليه زندگي با توجه به پدپده هاي اطرافش به دنبال تأمين منافع خود و حفظ امنيت و سلامت خانواده بوده است؛ به طوري كه با تغييرات محيط،‌ تصميمات خود را اجرا و يا آن را به تأخير مي انداخت ـ بعضاً مي اندازد ـ حركات ستارگان، رنگ آسمان، ‌تيرگي و يا صاف بودن آن،‌ مهاجرت حيوانات و... از نكات قابل توجه و الهام بخش انسان است.
تأثير مستقيم طبيعت بر انسان و تفكرات وي بعدها با رشد آدمي و كمال طلب شدنش در زمينه هاي مختلف چنان جانمايه اي از توهمات را به خود گرفت كه براي كسب حد اكثر موفقيت از هر چيزي كه شكل يا رنگ يا نمادي از نوراني بودن، داشت مدد مي گرفت و از تيرگي ها و نمادهاي آن دوري مي كرد. تا جايي كه با گذشت زمان براي رسيدن به اهدافش رو به طلسم، جادو، كف بيني و پيشگويي آورد.
انسان متمدن امروزي، گرفتار توهم زاييده از قرون ابتدايي:
انسان آرزومند كه آرزوهايش گاه اقتصادي و زماني عاطفي و وقتي كسب قدرت بود تا حال نتوانسته اين توهم زاييده از قرون ابتدايي را از زندگي متمدن خود پاك كند. در همين راستا كلاشان بسياري با سوء استفاده از مراتب اعتماد افراد به اين گونه قدرت ها با عناوين مختلف و حتي پرداخت هزينه هاي گزاف براي آموزش اين علوم، افراد بيشتري را مورد مشورت! قرار مي دهند.
از طرف ديگر انسان كه هميشه تاريخ به دنبال راهي بوده است تا بتواند به سوي كمال قدم بردارد خوب مي داند كه رسيدن به اين هدف متعالي در هر زمينه اي با گذر كردن از راه هايي امكان پذير است كه گاهي اوقات موانع محيطي و انساني و ماوراء ‌الطبيعي او را احاطه مي كنند. ترس از اين موانع و عدم آگاهي او از چگونگي برخورد با آنها، انسان را بر آن مي دارد تا از طرق مختلف با آگاهي از هستي و چيستي اين موانع،‌ قبل از برخورد، آنها را از بين ببرد. از طرفي انسان با محدوديت هميشگي خود در عقب بودن از زمان و وقايع پيش رو و علم به اينكه هرگز نمي تواند شرايط كلان و سرنوشت ساز آينده خود را به طور قطعي پيش بيني كند، براي جبران اين ضعف باز دست به دامان طبيعت شده و از عناصر پيش رو مانند صداي كلاغ،‌ عطسه،‌ گردش سيارات و ستارگان،‌ نقش و نگارهاي افتاده بر فنجان چاي و قهوه،‌ اشكال مختلف كارت هاي بازي و گاهي حس ششم افراد مدعي، كمك مي گيرد.
چه كساني به رمال ها مراجعه مي كنند؟
اما به راستي در جواب اين سئوالات كه آيا توجه و تفكر و اعتقاد به اين علائم كاري درست است يا نادرست؟
حضور در نزد صاحبان اين فنون كار افراد ساده لوح است يا تحصيلكردگان هم گرفتار آن هستند؟ به طور عام اين علاقه به پيشگويي مختص جهان سومي هاست يا كشورهاي توسعه يافته هم گرفتار آن هستند؟ مي توان گفت؛ متأسفانه حس ماجراجويي، نه انسان تحصيلكرده مي شناسد نه انسان عامي. علاقه به اين دانش جعلي در بين تمامي ملل مخصوصا ملت هاي توسعه يافته مانند آلمان و آمريكا و فرانسه بسيار زياد است. در عين حال مردم كشورهاي صاحب تمدن چون هند و مصر و يونان نيز از آن بي نصيب نيستند. آفريقاييان نيز در اين زمنيه با توجه به آداب و رسوم و اعتقادات مذهبي خاص خود و نوع زندگي گره خورده با طبيعت، بيشترين تمايلات را براي استفاده از اين علائم دارند. در ميان مراجعه كنندگان، افراد دانشگاهي از تكيه زدگان به كرسي دانشگاه تا زن روستايي ديده مي شود. در اين ميان در تمامي نقاط جهان هر چه ميزان اعتقادات ديني فرد بيشتر باشد ميزان نفوذ كلام پيشگويان و فالگيران و تأثيرپذيري افراد كمتر و كمتر مي شود. اما به نظر مي رسد كساني كه به سراغ رمال ها و فالگيرها مي روند از نظر روانشناسي افرادي هستند كه به خود و توانمندي هايشان اطمينان ندارند و نمي توانند از نيروهاي خلاق و دروني خود براي ايجاد آرامش و تصميم گيري هاي كلان استفاده كنند.
البته برخي ديگر گروهي هستند كه براي اتفاقات بد هميشه به دنبال مقصر مي گردند. گاهي آنقدر شجاعت ندارند كه به سراغ فرد مظنون بروند و با او صحبت كرده و تصور يا شك خود را از دخالت و نقش او در رخ دادن ماجرايي مطرح كنند. پس با اطمينان به حرف فالگير كه به نظرشان از بيرون و بدون غرض صحبت مي كند به شناخت فرد مورد نظر پرداخته و با كمال تعجب به همين شناخت هم بسنده مي كنند. گويي به هدفشان رسيده اند و متأسفانه اين اكتشافات را در اختيار ديگران گذاشته و با آبروي انساني ديگران از روي توهم بازي مي كنند. از ديد ديگري مي توان گفت؛ انسان هميشه به دنبال واقعه اي بد، جبران يك شكست و يا براي انجام يك ريسك، نياز به فردي دارد كه با او صحبت كرده و مشاوره بگيرد. فرد بيگانه اي كه سر درگمي ها و نياز فوري، او را با تخليه روحي و رواني و صحبت و همدردي برطرف كند. علوم دانشگاهي با پرورش نيروهايي متخصص مثل مشاوران در حوزه هاي مختلف خانواده، ‌ازدواج،‌ اقتصاد و تحصيل، اين نياز را برايمان برطرف كرده است. اما متأسفانه باز گروه كثيري از افراد جامعه كه به طور يقين مي توان گفت اكثراً خانم ها هستند، با مراجعه به افرادي تحت عنوان فالگير و پيشگو، تمام غم و غصه ها و رازهاي خود را با بي بصيرتي در اختيار او مي گذارند. افراد فالگير و كف بين و پيشگويي كه در حل مسائل شخصي خود ناتوان مانده و مشكلات عديده بسياري دارند حالا مي خواهند مراجعه كنندگان خود را راهنمايي كنند!! كسي نيست كه به آنها بگويد؛ اين افراد (فالگيرها) اگر خيلي توانمندند چرا در حل مشكلات خود ناتوانند؟!
در جامعه، مراجعه به روانپزشك يا روانكاو چندان مرسوم و متداول نيست. متاسفانه در جامعه ما مراجعه به روانپزشك يا روانكاو و مددكاران اجتماعي حتي در حد مشورت و راهنمايي و تبادل نظر، كار چندان مرسوم و متداولي نيست. در جامعه ما به اشتباه اين طور تصور مي شود فقط كساني به روانپزشكان مراجعه مي كنند كه از سلامت رواني برخوردار نيستند! پس به سراغ فالگيرها مي روند تا از هر گونه فكر اشتباه و ناحق در امان بمانند. حتي مي توان گفت؛ وضعيت اقتصادي خيلي بد و عالي مي تواند يكي ديگر از محرك هاي توجه افراد به فالگيرها باشد. حاجتمندان و كساني كه به فالگيرها مراجعه مي كنند در حقيقت با اين كار مي خواهند در خود نوعي امنيت رواني و اطمينان در موفق شدن را جهت شروع يك كار به وجود آورند. حتي اگر اين اطمينان، قول و وعده هم باشد از مشكلات روحي كه به آن دچار شده اند كم مي كند. افراد طبقات بالاي اقتصادي بخصوص اگر نوكيسه باشند براي مقابله با فقر و ورشكستگي و تجربه نكردن دوباره ساليان سختي، ترس خود را در قالب صحبت ها و روحيه دادن هاي يك فالگير و پيشگو كم كرده و گاهي اگر بر حسب تصادف در تجارت خود موفق شوند، از بين مي برند.
ضرر اقتصادي؛ كمترين نتيجه مراجعه به رمال:
با توجه به نتايج بد اين گونه اعتمادها كه در بهترين صورت، فرد فقط ضرر اقتصادي كرده است، ‌بهتر است مراجعه كنندگان به مدعيان دروغين، به جاي تشبث به اوهام و تخيلات و پيشگوييهاي باطل و غير منطقي، اوقات خود را صرف بالا بردن روحيه و افزايش اعتماد به نفس و هدفدار كردن زندگي خويش كنند و مشكلات به وجود آمده در زندگي خود يا اطرافيانشان را به وسيله مشورت با افراد مجرب و دنيا ديده اي كه در اطراف خود دارند حل و فصل كنند و يا به مشاوران روانپزشكي مراجعه كنند. در بين برخي از افراد جامعه اين گونه مطرح شده است كه براي تفريح گاهي به نزد فالگير مي روند. آنها دوست دارند از نزديك، فالگير يا كسي را كه مدعي است با عالم غيب در ارتباط است، ببينند. اما بر اساس مطالعات و تحقيقات آماري غير رسمي، استنباط شده است كه از هر پنج نفري كه براي تفريح به رمال و فالگير مراجعه
مي كنند، يك نفر اعتقاد دارد يا اعتقاد پيدا مي كند.
چرا رمال ها؟
به راستي چرا مشاور كه مي تواند به مراجعه كننده اش راه درست و غلط را نشان دهد بايد منزوي باشد؟ اما يك فالگير كه به جاي درمان درد با تزريق خيالي و توهمي آرامش بخش هاي رواني و پاك كردن گناه مقصر بودن از ضمير فرد و يا بزرگ نمايي خطرات و سختي راه پش رويش سعي مي كند او را به سمت خود بكشد، اين گونه در بورس باشد؟ رمال ها و فالگيرها با چرب زباني و ايجاد نشاط يا اميد كاذب در فردي كه درون خسته و پريشان دارد، در واقع مانند يك روانشناس كذاب و مدعي مهرباني، او را روانه خانه مي كنند در حالي كه ضمير ناخودآگاه فرد هنوز حرف هاي او را باور نكرده است.
چرايي مراجعه به فالگيرها:
ترس از آينده و تنهايي، كه خود نوعي بيماري عصر امروز است، تلاش براي رسيدن به آرزوهاي عاطفي كه در سنين نوجواني و جواني با عشق شروع شده و با عادت به امر فالگيري در زمينه هاي ديگر به بيماري تبديل مي شود، علاقه انسان به دانستن آينده خود كه گاهي در عادت كردن او به فالگير و رمالي به دانستن وقايع روزهاي هفته جاري نيز تبديل مي شود، غوطه ور بودن در مشكلاتي كه حتي به راحتي مي توان فهميد بر اثر عملكرد غلط خود فرد است اما ذهن او به دليل پريشان خاطري،‌ به دنبال مقصر مي گردد.

نويسنده : منيره غلامي توكلي


دسته ها : روانشناسی
سه شنبه 1390/2/20 10:10
X