معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 3348982
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

نوجواني دوره اي مهم و شايد سرنوشت ساز در زندگي هر فرد است. نوجوان در اين مقطع سني، تحولات سريعي را از جنبه هاي جسمي و يا روحي و رواني تجربه مي كند. او در مرز بين كودكي و بزرگسالي قرار دارد. از اينرو با تعارضات متعددي ميان اين دو دنيا يعني كودكي و بزرگسالي روبروست. نوجوان به دنبال يافتن خود و هويت واقعي خويش است و از هر فرصتي براي اثبات شخصيت و ابراز قابليتهايش استفاده مي كند. نوجواني دوره رهايي از وابستگي هاي خانوادگي و ورود به صحنه اجتماع است. روان شناسان مي گويند در اين دوران، نوجوان از نظر وابستگي عاطفي، از خانواده جدا مي شود و به تدريج استقلال را تجربه مي كند. نوجوان بر رفتارها و احساسات خود كمتر تمركز دارد. همين امر موجب مي شود كه در اين سنين، انجام كارهاي آني و نسنجيده از سوي او افزايش يابد.
مدتهاست وقوع روزانه تعداد قابل توجهي انواع جرايم تجاوز به عنف عليه دختران و زنان جوان، مسئولان انتظامي را نسبت به آگاه سازي اين قشر از جامعه هوشيارتر كرده است. جرايمي كه در پي غفلت قرباني و يا به نوعي سهولت اغفال وي از سوي مجرم رخ مي دهد و آثار جسمي و روحي زيادي براي او و خانواده اش در پي دارد.
امروزه گسترش برقراري ارتباطات ميان دختران و پسران جوان با توجه به آداب و رسوم و فرهنگ سنتي جامعه ايراني منجر شده تا افرادي در پوشش دوستي هاي خياباني با تاكيد بر پنهان ماندن اين روابط، نقشه مجرمانه خود را عملي كرده و قرباني را در برابر كار انجام شده قرار دهند.
آمار تكان دهنده است. 40 درصد تعرض به بانوان در قالب دوستي هاي خياباني و اغلب به بهانه شناخت قبل از ازدواج صورت مي گيرد.
با اين كه جرم در حال حاضر به عنوان يك جرم جنايي مورد پيگيري قرار مي گيرد اما قربانيان تجاوز به عنف براي فاش نشدن ماجرا و از ترس آبرو حاضر نيستند پرونده اي در اين خصوص تشكيل دهند كه از اين رو هم دسترسي به آمار دقيق با دشواري مواجه مي شود و هم مجرمان با كمال وقاحت و جسارت به چنين جرائمي ادامه مي دهند و امنيت جامعه را به خطر مي اندازند.
وقوع اين قبيل حوادث در حالي است كه نقش قرباني را نمي توان انكار كرد؛ زيرا براساس بررسي هاي صورت گرفته در بسياري موارد، فرد خود زمينه ارتكاب جرم را براي طرف مقابل ايجاد مي كند. مجرمان به بهانه دوستي هاي خياباني، قربانيان را به بهانه ازدواج و شناخت اوليه ابتدا اغفال كرده و سپس نقشه شيطاني خود را عملي مي كنند.
يك مقام انتظامي در خصوص دوستي هاي خياباني و آسيب هاي اجتماعي معتقد است: در حال حاضر پرونده هاي متعددي با موضوع روابط خياباني پيش روي كارآگاهان قرار دارد كه در اغلب آنها دختران و زنان جوان قرباني تبهكاران و شيطان صفتان شده اند.
اين خسارت ها براي آقايان در قالب مالباختگي و براي خانم ها به صورت تعرض و آزار و اذيت به عنف بوده است. بنابراين مي توان با صراحت اعلام كرد كه اغلب آسيب ها در روابط خياباني و اينترنتي متوجه خانم ها بويژه دختران است، چرا كه اين روابط معمولا به بهانه آشنايي قبل از ازدواج صورت مي گيرد. آمار نيز نشان مي دهد كه 70 درصد زناني كه مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند به بهانه ايجاد رابطه براي آشنايي قبل از ازدواج در دام هاي شيطاني گرفتار شده اند. تأسف بارتر آن كه اغلب اين افراد دختران نوجوان و جوان هستند.
زنان و بخصوص دختران معمولا هنگام برقراري روابط خياباني يا اينترنتي پنهانكاري مي كنند و خانواده هايشان را در جريان دوستي ها و رفت و آمدهايشان نمي گذارند. حال آن كه پليس همواره بر اين نكته تاكيد داشته كه جوانان و نوجوانان نبايد به اشخاص غريبه اعتماد بي جا كنند و در ذهن خود دوستي هاي خياباني و اينترنتي را مبنا و زمينه اي محكم براي تشكيل خانواده قرار دهند؛ چرا كه اگر جواني به واقع قصد ازدواج دارد و در پي تشكيل خانواده است، نيازي به پنهانكاري ندارد.
حال آنكه اگر هر گونه رابطه و تداوم آن زير نظر خانواده ها و با كسب مشاوره از افراد صلاحيت دار انجام شود، قطعاً تبعات ناخوشايند آن برطرف خواهد شد.
براساس گزارشهاي رسيده از پرونده هاي تجاوز به عنف، اغلب دختران جوان به دنبال دوستي هاي پنهان و دور از چشم خانواده، بعضا تحت تأثير قرصهاي موسوم به اكس و يا به بهانه ديدار با خانواده طرف مقابل و يا به قصد تفريح در جاده هاي خارج از شهر به مناطق متروكه و خالي از سكنه رفته و در همان جا از سوي يك يا چند نفر مورد تعرض قرار مي گيرند. معمولا يافتن ردپايي از مجرمان به دليل آنكه اغلب داراي هويتهاي جعلي هستند بسيار سخت است، و بررسي آمار جرايم اتفاق افتاده در اين حوزه بر لزوم توجه و دقت بسيار زياد نوجوانان و جوانان در نوع برقراري اين گونه روابط تأكيد دارد.
پرونده هاي بررسي شده در پليس آگاهي نشان مي دهد كه مقدمات جرم عليه قرباني را رفتارهاي وي فراهم كرده است، يعني يك دختر جوان از ماهها قبل با مجرم بر مبناي دوستي هاي خياباني يا آشنايي قبل از ازدواج، به دور از چشم خانواده ارتباط داشته است.
متأسفانه در فرهنگ ايرانيان، آسيب هاي اجتماعي، تربيتي و رواني چنين دوستي هايي بيشتر متوجه دختران است و مرد ايراني بدون هيچ گونه محدوديتي، تجربه هاي متنوع اين دوستي ها را پشت سر مي گذارد. اما دختر ايراني، اگر يك نمونه چنين دوستي با جنس مخالف را تجربه كند، تا پايان عمر، شأن و حرمت خويش را از ديدگاه خانواده و جامعه از دست مي دهد و برچسب ناشايست بودن را با خود حمل مي كند و آثار سوء اين تجربه منفي پس از ازدواج هم به نوعي در زندگي اش نمايان مي شود.

غرايز دوران بلوغ
------------------
به گفته روانشناسان بيداري غرايز و شدت حالات هيجاني در دوران نوجواني باعث گرايش دختران و پسران به دوستي با جنس مخالف مي شود. در اين دوران داشتن دوست، اعتماد به خود را تأييد و تقويت و نيازهاي عاطفي و احساسي را تا حدي تأمين مي كند؛ در صورتي كه پيوند دوستي گسسته شود، شخص نسبت به ارزش هاي وجودي خود دچار شك و ترديد مي شود.
بعضي از پسران، داشتن دوست دختر را نوعي محبوبيت، قدرت اجتماعي و موفقيت براي خود به حساب مي آورند و متقابلا برخي دختران ارتباط با پسران را نوعي جذابيت براي خود تلقي مي كنند. متأسفانه اكثر قريب به اتفاق اين دختران تصور مي كنند كه اين دوستي ها به ازدواج منتهي مي شوند.
پسران نسبت به جنبه غريزي تخيلات خود غافل باقي نمي مانند، اما دختران در اين دوستي ها معمولا به دنبال عشق آرماني و رمانتيك هستند. آنها اين عشق را آسماني و پاك مي دانند و خيانت در آن را گناهي بخشش ناپذير مي شمارند. با اين توصيف، دوستي هاي دختر و پسر ايراني كمي شباهت به دوستي موش و گربه دارد.
متأسفانه اين دوستي ها بدون شناخت واقعي جنس مخالف و براساس هيجانات و احساسات سطحي و زودگذر شكل مي گيرد. دختران جوان باور نمي كنند كه چنين پسراني معمولا تنوع طلب هستند و پس از مدتي كوتاه، سراغ طعمه اي ديگر مي روند و همه وعده هاي به ظاهر عاشقانه را فراموش مي كنند.
استاد مطهري مي گويد: "(اين نوع روابط) هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد... با توجه به اين كه روح بشر فوق العاده تحريك پذير است. اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيري روح بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي گيرد. هيچ فردي از تصاحب زيبارويان و هيچ زني از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلي از هوس (و رفاقت هاي هوس آلود) سير نمي شود. تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدني است و هميشه مقرون به نوعي احساس محروميت و دست نيافتن به آرزوها و به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و بيماري هاي رواني مي گردد كه امروزه در دنياي غرب بسيار به چشم مي خورد. " هرگونه ارتباط و دوستي دختر و پسر تا زماني كه نامحرم هستند از ديدگاه شرع ممنوع است.
از مراجع عظام پرسيده شده است كه "نامه نگاري با نامحرم و طرح مسائل عشقي يا شهواني در نامه و... چه حكمي دارد؟
فرموده اند: جايز نيست و از هر كاري كه موجب مفسده است اجتناب شود. اين گونه روابط خلاف تقوا و ايمان و معنويت را نابود مي كند. علي(ع) فرمود: "لايجتمع الشهوه و الحكمه ؛ شهوت و حكمت با هم جمع نمي شوند و در جاي ديگر تصريح كرد كه "قرين الشهوه مريض النفس معلول العقل؛ كسي كه با شهوت همراه شود جان و عقلش بيمار مي شود ".
استاد مطهري مي نويسد: "جواني كه از ديدن رويي زيبا و مويي مجعد به خود مي لرزد و از لمس دستي ظريف به خود مي پيچد، بايد بداند جز جريان مادي جواني در كار نيست. اين گونه عشق ها به سرعت مي آيد و به سرعت مي رود، قابل اعتماد و توصيه نيست، خطرناك و فضيلت كش است تنها با كمك عفاف و تقوا و تسليم نشدن در برابر آن است كه آدمي سود مي برد.

عوامل برقراري ارتباط هاي خياباني
----------------------------------------
به گفته كارشناسان اجتماعي ارتباط هاي مخفي و پنهاني بدترين شكل اين روابط محسوب مي شود و بايد راه هاي منطقي ديگري را جامعه پيش روي نوجوانان "دختر و پسر " در حد لزوم قرار داد. نتيجه حاصل از روابط پنهاني، عوارض و تبعات منفي بي شماري است كه متأسفانه گريبانگير دختران و پسراني مي شود كه خواسته يا ناخواسته خود را در معرض اينگونه رابطه ها قرار داده اند و دقيقاً منطبق با تجربيات تلخي است كه پس از مدتي كوتاه يا طولاني به دست آورده اند.
در جامعه كنوني ما هر روز شاهد نابساماني ها و آشفتگي هاي رواني فراواني هستيم كه دختران و پسران پس از ايجاد رابطه با جنس مخالف خود به آن دچار مي شوند.
جوانان به دنبال جامعه آرماني و تازه اي هستند كه در آن آزادتر در روابط اجتماعي باشند، گرچه فروپاشي برخي از سنت ها در فرآيند توسعه ضروري است، اما زياده روي در اين راه موجب سردرگمي، بلاتكليفي و گاهي بريدگي فرهنگي مي شود. برخي از جوانان خيلي زود متوجه اين خطر مي شوند و بلافاصله به فكر چاره مي افتند و در نتيجه از ارزش ها و معنويت ها فاصله نمي گيرند، ولي متأسفانه عده اي غرق در ورطه بي قيدي، رفاه طلبي و لذت جويي مي شوند و ناچار در دام خودپرستي افراطي گرفتار مي شوند و راه افسار گسيختگي و بي بند و باري را در پيش مي گيرند.
زماني كه خانواده و جامعه نقش اساسي خود را جهت ياري دادن به نسل جوان براي يافتن هويت سالم، مثبت، پويا و سازنده به خوبي ايفا نكنند، نسل جوان با آشفتگي هويت و خلاء وجودي مواجه مي شود و براي كاهش اضطراب و رهايي از بحران هويت و سرگشتگي، به اين دوستي ها تن مي دهد. جوان در تصور و توهم خويش، از طريق دوستي با جنس مخالف مي خواهد به آرامش برسد.
ناتواني خانواده و جامعه در پاسخگويي صحيح و به موقع به نيازهاي اساسي نسل جوان عامل ديگري جهت شكل گيري دوستي هاي خياباني است. امنيت، احترام، محبت و مورد توجه قرار گرفتن از جمله نيازهاي رواني انسان است كه متأسفانه به دليل سرگرم شدن خانواده ها و جوامع به فراهم ساختن امكانات اقتصادي، اين دو نهاد انسان ساز از هنر عشق ورزيدن و احترام گذاردن به نوجوانان محروم مي شوند.
عامل ديگر، فقر فرهنگي و نشناختن هويت واقعي جنس مخالف است؛ شايد اين عامل محصول نشناختن قدر خويشتن توسط دختران جوان باشد. دختران اگر به قداست، ارزش، اهميت و كرامت خويش واقف شوند و در مورد جنس مخالف، رفتاري توام با متانت و بزرگ منشي و بي اعتنايي داشته باشند و به سادگي در برابر خواسته هاي جنس مخالف تسليم نشوند، فرصتي براي انحراف به وجود نمي آيد.
به گفته رئيس مجتمع قضايي خانواده "برخي از دختران و پسران جوان با اين انگيزه به سوي دوستي هاي متقابل كشيده مي شوند كه فكر مي كنند اگر در زندگي نسل گذشته (والدين آنها) اختلافاتي بروز كرده و تنش هايي وجود داشته ناشي از عدم شناخت آنان بوده و اگر آنها قبل از ازدواج با همسر آينده خود رابطه داشته باشند، مي توانند جلوي بروز چنين مشكلاتي را بگيرند و به خوشبختي برسند.
دختران و پسراني كه بر اثر يك عشق زودگذر يا يك هوس خيالي، در كوچه و خيابان با يكديگر به اصطلاح دوست مي شوند، نمي دانند كه سرانجام عشق آنها شكست و جدايي است، زيرا احساسات و غرايز بر اين گونه آشنايي ها و ازدواج ها حاكم است، نه عقل و منطق و شناخت واقعي، حتي در دوستي هايي هم كه هر دو طرف با نيت و هدف ازدواج پاي در اين راه مي گذارند كمتر ديده شده كه به سرانجام خوبي برسند. اين دختران و پسران با همه مخالفت هايي كه به طور معمول از سوي والدين شان ابراز مي شود، زندگي مشترك را آغاز مي كنند، ولي غافل از اين واقعيت هستند كه زير يك سقف زندگي كردن و با هم بودن اصل مهم زندگي نيست. "
رجايي ادامه مي دهد: "براي ساختن زندگي پرازمهر و محبت و تربيت فرزنداني سالم، پذيرفتن واقعيات زندگي و اين كه بتوان با آنها كنار آمد، از زندگي زير يك سقف و در كنار هم بودن مهم تر است. اين قبيل همسران بعد از گذشت مدتي كوتاه از زندگي و فروكش كردن تب و تاب عشق هاي ظاهري، تازه با حقايق زندگي روبه رو مي شوند و هر كدام از آنها چهره واقعي خود را نشان مي دهند. تمام آن مسائلي كه در روزهاي دوستي براي آنان قابل تحمل بود و شايد هيچ كدام از آن موارد اصلاً جلوه اي برايشان نداشته به يكباره مهم مي شوند و تازه درمي يابند كه نمي توانند با فردي كه داراي چنين رفتاري است زندگي كنند.
به گفته مشاوران خانواده در اين گونه روابط فقط دخترها نيستند كه متحمل ضرر و خسارت هاي جبران ناپذيري مي شوند، پسرها نيز به نوبه خود زيان هاي عاطفي، روحي و گاه جسمي مشابهي را متحمل مي شوند. از آنجا كه چنين مواقعي به دخترها بيشتر صدمه وارد مي شود. از اين رو دختران جوان بايد قدرت نه گفتن را در خود تقويت كنند و به اين گونه دوستي ها يا عشق هاي سراب گونه و بي اساس پاسخ منفي دهند. فريب حرف هاي عاشقانه، ظاهر آراسته يا پيام هاي احساسي را نخورند تا با احساساتشان بازي نشود.

چه بايد كرد؟
----------------
امروزه آشنايي دختران و پسران از چت هاي اينترنتي، مهماني هاي خصوصي، پارك، خيابان و حتي دانشگاه آغاز شده و پدر و مادر با ناديده گرفتن، يا بي توجهي به موضوع در نهايت در مقابل عمل انجام شده اي قرار مي گيرند كه در بهترين حالت آن، اصرار دختر يا پسر به ازدواج با فردي فاقد شرايط لازم است.
اين گونه دوستي ها در يك نگاه و معمولا در مكان هاي عمومي مثل خيابان ها و پارك ها شروع مي شود و افراد در اين موارد هيچ گونه شناختي نسبت به يكديگر ندارند. البته در تمامي ازدواج ها با زمينه دوستي ها، طلاق صورت نمي گيرد و بعضي از آنها هم زندگي بادوام و موفقي دارند.
به گفته دكتر رنجبر، روانشناس، خانواده ها با نظارت بر ارتباطات فرزندانشان بخصوص دختران جوان و شناخت بيشتر از آنها مي توانند تا حد قابل توجهي از آسيب هاي احتمالي جلوگيري كنند.
از طرفي دختران جوان بايد هوشيار باشند كه دوستي هاي خياباني و روابط پنهان كه بعضا از طريق اينترنت، چت، ارسال پيام هاي كوتاه از طريق تلفن همراه آغاز مي شود، خود شروعي براي ارتكاب جرم است؛ زيرا مروري بر پرونده هاي موجود در آگاهي نشان مي دهد، خطاهاي رفتاري، افراد را در دام شكارچيان مجرم گرفتار مي كند.
پيش از هر چيز بايد خانواده ها به نقش حياتي خودشان در برابر فرزندان آگاه شوند تا بتوانند الگوهاي صحيح رفتاري را به فرزندان ارائه دهند و هويتي سالم و پويا به آنها هديه كنند. والدين بايد به نيازهاي عاطفي و روحي فرزندان و شيوه هاي صحيح پاسخگويي به اين نيازها واقف شوند.
كلام آخر اينكه نوجواني كه شخصيتش در خانواده گرامي داشته مي شود و عضو موثر خانواده به شمار مي آيد، رواني آرام و دروني مطمئن دارد. او با باور داشتن خود، در خويش احساس حقارت و كمبود نمي كند. اينگونه نوجوانان مي كوشند كه مورد تحقير و سرزنش ديگران قرار نگيرند و كرامت خويش را با انجام رفتارهاي نامناسب از دست ندهند.
امام علي(ع) در اين مورد جمله زيبايي دارد و مي فرمايد: "كسي كه شرافت معنوي و كرامت نفس خود را باور دارد، خويشتن را با ارتكاب گناه، خوار و حقير نمي كند. "

منبع : روزنامه كيهان


دسته ها : روانشناسی
سه شنبه 1390/2/20 8:7
X