معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 3101984
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

فرهنگ و تمدن اسلامي سرزمين پرافتخار ايران با طلوع خورشيد اسلام، درخشش خود را آغاز كرد.
يكي از مهم ترين دستاورد هاي اين تمدن بزرگ، طب سنتي ايران يا طب ايراني- اسلامي است، اين مرز پرگهر گهواره ي رشد و بالندگي هزاران دانشمند و نابغه ي بزرگ مانند رازي، ابن عباس اهوازي،ابن سينا و عقيلي است كه كتاب هايشان در اقصي نقاط عالم صدها سال به عنوان كتاب هاي درسي دانشگاه هاي بزرگ طب در دنيا، تدريس مي شد، طب ايراني با گنجينه اي نزديك به 18000 عنوان كتاب طبي، غني ترين مكتب طب سنتي دنياست، فرهنگ پزشكي غني ايرانيان تا زمان رضا خان ديكتاتور كه طب سنتي را رسما غير قانوني اعلام كرد، در زندگي تك تك افراد حضوري زنده و موثر داشت. طب سنتي ايران، يك مكتب طبابت طبيعي و به مقتضاي فطرت و خلقت انسان است. ابتدا راه سالم زيستن را در دستورهاي ششگانه ضروري يعني تغذيه و آشاميدني، هوا و تنفس، الگوي دفع، فعاليت جسماني و استراحت، خواب و بيداري و حالت هاي روحي رواني، به مردم عرضه مي كند، دستورهاي حياتبخش و بسيار مفيد اين پزشكي عميق و ريشه دار، سلامت جسمي - رواني و سعادت فردي و اجتماعي را بدنبال دارد. پس از آن دستورات دارويي و روش درماني اين مكتب طبي در درمان تعداد زيادي از بيماري ها در حد اعجاز اثر مي كند.
فرهنگ پزشكي جوامع مختلف دنيا هميشه پابه پاي فرهنگ معنوي و ديني و موازي با آن در طول تاريخ حركت كرده است قرار دادن علم ابدان در كنار علم اديان گواه اين حقيقت است(1) كه طب و طبابت، بسيار فراتر از يك پيشه و يا دانش متداول بشري است، استفاده از واژه حكيم به جاي طبيب در فرهنگ طبي ايران موضوع قابل تاملي است، حكيم از ريشه حكمت به مفهوم دانش فراگيري است كه نه تنها محيط و همه جانبه است بلكه هر چيز را در جاي خويش و در زمان مناسب بكار مي گيرد، به تعبير ديگر همانند نظام خلقت الهي ملائم وسازگار با جسم و روح آدميان مي انديشد و عمل مي كند بنابراين اطباء هميشه بالاترين درجات اجتماعي را به خود اختصاص مي دادند، حكيم، همواره شخص فاضل و پاكدامني بوده است كه با شخصيتي موقر در دل همگان جاي داشته است و الگوي علمي و عملي جامعه محسوب مي گرديد. تعبير مولوي از طبيب واقعي در داستان اول مثنوي، كسي است كه هم علمي شگفت انگيز دارد و هم بهره ايي از عنايت و قدرت الهي را در دل و جان خويش جاي داده است، به گونه ايي كه همه را شيفته و شيدايي خود مي سازد، اما افتراقي هول انگيز و ستمي تاريخي، طبابت و حكمت را در مطلع رنسانسِ اروپا، متلاشي وتكه تكه ساخت. نقطه عطف اين آغاز شوم، هتاكي و هجوم غير علمي پارسلس اروپايي به ابن سينا بود.


پارسلس شيمي دان و پزشك سوئيسي در مراسم سوزاندن كتاب قانون در آتش و سخنراني مشهور خود اعلام كرد:
"با كمال بي ادبي به شما مي گويم موهاي پشت سرمن بيش از همه ي دانشمندان شما(مسلمانان) معلومات دار تر است و تكمه اي در كفش من از ابن سينا خردمندتر است " آنگاه قانون را در جمع به آتش كشيد(2) تا نماد طلوع انديشه ماشين گرايي در حوزه پزشكي باشد، ژوليان دلامتري پزشك فرانسوي قرن 18 كه بر اثر پرخوري قارچ و گوشت مرد، اعلام كرد كه پس بگذاريد شجاعانه چنين نتيجه بگيريم كه انسان يك ماشين است. (3) اين انديشه حكمت و طبابت را به سطح شغل مكانيكي ماشين تنزل داد، از اين به بعد هر كجا در بدن مشكلي دارد يك مولكول يا ماده شيمايي طراحي كن به آنجا برود و اين نقص را پر كند يا بدن را باز كن و جراحي انجام بده، در كنار پزشكي دارو سازي به عنوان شغل قطعات يدكي ماشين بدن به وجود آمد و روح لطيف و فراگير حكمت و طبابت كه زماني نويد بخش سعادت و سلامت بود به شغل خشك و بي روح و خشني تبديل شد كه به وسيله ارتزاق و مايه فخر فروشي و تبختر تبديل گرديد.
انفكاك داروسازي از پزشكي، رابطه پزشك و بيمار را براي هميشه قطع كرد، انسانهاي مختلف با طبايع، روحيات وشرايط بسيار متفاوت همه مانند موجودات ماشيني به يك مكان به نام داروخانه مراجعه مي كنند وعليرغم تفاوت هاي خَلقي و خُلقي همه يك دارو را دريافت مي نمايند، و پس از مدتي سرخورده از درمان با يك كيسه دارو هاي شيميايي يا به قول عامه مردم قرص هاي گچي مجدداً به پزشك مراجه مي كنند.
اين پيچش ناهموار علم پزشكي عليرغم رشد تكنولوژيك وسايل تشخيصي در نهايت با اين حقيقت تلخ مواجه شد كه انديشه ماشين گرايي و داروهاي شيمايي، بشر را به ورطه خطرناكي كشيده است به قول معروف آش آنقدر شور شد كه صداي آشپز هم درآمد.
در سال 2003 مقاله انجمن پزشكان آمريكا با نام جنگ داروها منتشر شد در اين مقاله آمده است يك داروي ساده مانند "بروفن " ساليانه موجب 7600 مورد مرگ و 76000 مورد بستري بيمارستاني است. پس بهتر است به جاي عنوان تخيلي جنگ ستارگان با زمين از جنگ داروها با بشريت سخن بگوييم.

سازمان بهداشت جهاني WHO به عنوان مهم ترين مرجع علمي پزشكي دنيا در سال 2002 استراتژي طب سنتي را مجدداً به جهانيان اعلام نمود كه طب سنتي ممالك گنجينه عظيمي از تجارب و معارف درماني بشر ي است كه بايد مورد بازنگري و استفاده قرار گيرد، طب سنتي با چهار ويژگي اقبال عمومي، كم عارضه بودن، در دسترس بودن و ارزان بودن در خور آن است كه وارد سيستم هاي پزشكي جوامع مختلف شود و طبيعتاً سيستم در دسترس بودن دارو به مفهوم همان عطارهايي طب سنتي است، در غير اين صورت ضوابط داروسازي شيميايي در دسترس بودن را همانطور كه خواهيم گفت بسيار محدود خواهد كرد. اين موضوع به نكته بسيار مهمي به نام فرهنگ پزشكي و مصرف دارويي برمي گردد كه توضيح داده خواهد شد. با گسترش استعمار غربي از قرن نوزدهم به بعد، موج فرهنگ پزشكي مكانيستي و شيميايي وارد كشورهاي جهان سوم ودر حال توسعه شد. حاكمان اين ممالك كه سياست هاي استعماري را ديكته مي كردند استفاده از طب سنتي و طبيعي را ممنوع و از نظر قانوني، جرم اعلا م كردند , در زمان حكومت ديكتاتوري پهلوي اول در ايران طبابت به شيوه سنتي جرم اعلام گرديد و هر كس را كه مبادرت به اين نوع درمان مي نمود، مستحق مجازات مي دانستند , اما در كشورهاي غربي استفاده از داروهاي طبيعي و طب سنتي و مكمل نه تنها جرم نبود بلكه به عنوان اقدام عاقلانه و سلامت جويانه تلقي شد طبق آمار سازمان بهداشت جهاني نزديك به 75% مردم در كشوري صنعتي پيشرفته متمايل به گياهان دارويي و طب مكمل و سنتي هستند.
از ديدگاه سازمان بهداشت جهاني 3 گروه از كشورها را بر مبناي بر خورد با طب سنتي مي توان دسته بندي كرد
1- سيستم Integrative يا فراگير يا تلفيقي در اين سيستم ها طب سنتي و مكمل كاملا شناخته شده و در همه ي زمينه هاي برنامه ريزي مراقبت بهداشتي و درماني شركت مي كند، مانند چين، كره و ويتنام
2- سيستم Inclusive طب سنتي را به رسميت مي شناسد اما به طور كامل در همه ي جنبه ها وارد نشده است مانند كانادا و انگلستان
3- سيستم Tolerent تحمل گر: سيستم مراقبت بهداشتي و درماني بر اساس طب جديد بنا نهاده شده اما بعضي فعاليت هاي طب سنتي و مكمل توسط قانون هاي مربوطه تحمل مي شود(4) .
در سيستم هاي نوع اول و دوم كه آموزش و درمان و داروهاي طبيعي و گياهي و سنتي در آنها رسما در دانشگاهها تدريس بر مبناي قوانين وزارت بهداشت و درمان و تدابير ويژه، طب سنتي و مكمل را در اختيار مردم قر ار مي دهد در اين سيستم ها قوانين داروهاي طبيعي نيز دسترسي و عرضه آنها را سهل الوصول مي كند
اگر آموزش دانشگاهي جزو سيستم Inclusive است در ايران عملا با محدود سازي جزو سيستم tolerant مي باشد.
در سيستم هاي تحمل گر بنا بر آنچه سازمان بهداشت جهاني بيان مي كند , طب سنتي و مكمل جايگاه قابل توجه و رسمي در خدمات بهداشتي درماني ندارند و سيستم بنا به اجبار و تقاضا هاي مردم و علاقمندان طب سنتي به ناچار و تحت قوانين سخت در حد محدودي به اين نوع از طبابت مجوز مي دهد .
در سيستم هاي بسته همچنان مسير بسته و ممنوعيت ها پا برجاست متاسفانه در كشورهاي درحال توسعه كه برخوردار از غني ترين تجارب و سرمايه هاي علمي طب سنتي هستند , تحت فشار سيستم هاي تحمل گر يا بسته از ارائه داشته هاي خود باز مي مانند , و با بر چسب هاي خرافي، غير علمي، خطرناك و غيره از گردونه ارائه خدمات پزشكي خارج مي شوند .
هر آنچه تا به حال گفتيم فقط جنبه ايي يا گوشه اي از صدمه پزشكي ماشيني بود كه به پيكره پزشكي طبيعي وارد كرد , اما خسارتي عميق تر و پنهان تر از اين دامنگير ساكنان مشرق زمين و قاره هاي آسيا و آفريقا شد , اين ضرر عظيم چرخشي فرهنگي در مفهوم سلامت و حوزه هاي آگاهي از آن بود زيرا پس از بروز پزشكي شيمايي كه به امري شغلي و تخصصي تبديل گرديد , سلامت آدميان رها شد به اين معنا كه در پزشكي مزاجي و طبيعي، طب، علم حفظ سلامتي و پس از آن درمان بيماري بود , پس حكيم در تمامي لحظات زندگي افراد حضور داشت حضور هميشگي حكيم در اذهان و قلوب موجب مي شد كه تمامي مردم به علت اين تماس مداوم و نياز به روش حفظ سلامتي , در تمامي جنبه هاي زندگي از نوعي آگاهي و فرهنگ برخوردار باشند , تمامي گذشتگان مفهوم سردي و گرمي , غذاي لطيف و كثيف , قولنج و هيضه و صدها موضوع ديگر را كه مربوط به سلامت و بيماري بود مي دانستند , به عبارت ديگر فرهنگي گسترده و فراگير از مفاهيم و مقولات پزشكي بين مردم وجود داشت , بزرگان يك منطقه و افراد شاخص، و افراد مسن در نقاط مختلف كشور از اصول حفظ سلامت آگاه بودند. علم طب چه در صورت افواهي و محلي و چه در قالب يك سيستم پزشكي جامع هميشه حضوري پررنگ داشت. تمامي مردم در مورد غذا , آشاميدني , ظروف , حتي چگونگي آشپزي ,لباس هاي فصلي , طرز بناي منازل , آب سالم و غير سالم و صدها مطلب ضروري ديگر اطلاع كافي و وافي داشتند بزرگان فاميل بيماري هاي شايع و متداول و فصلي را به سادگي با ساده ترين تركيبات گياهي معدني و حيواني درمان مي كردند و هزينه بسيار عظيمي كه صرف داروهاي رنگارنگ و مضر شيمايي مي شد وجود نداشت در مرحله هاي بالاتر در بيماريهاي پيچيده و مشكل، حكما مداوماً بين مردم حضور داشتند و به درمانهاي موفق دست مي زدند كه نزديك به هيجده هزار كتاب منبع طب سنتي به جاي مانده از آنان اثبات كننده اين حقيقت است , با نگاهي كوتاه به مخزن الادويه عقيلي كه گوهري از اين اقيانوس متلاطم است در مي يابيم كه هزاران دارو و روش درماني موثر گذشتگان ما كه امروز نيز قابل اثبات و استفاده است چگونه در چرخش فرهنگ طبي , به كنار گذاشته شد و غير منصفانه رها گرديد و بلا استفاده شد و شرقيان با كوزه پر از آب خويش , تشنه لبان به دنبال سراب غربيان راه افتادند , نه قطره ايي از آن چشيدند نه گذاشتند كسي قطره ايي بنوشد .
امروز يكي از مهم ترين افتخارات كشورهاي صنعتي آن است كه سرانه مطالعه مردم ما بالاست و اكثريت مردم درحد يك پزشك عمومي، آگاهي طبي دارند , چگونه است كه فرهنگ عمومي پزشكي اينچنين ستوده مي شود اما صاحبان اين مجموعه غني پزشكي مزاجي از آن محروم مي شوند هدف از اين مقدمه پرداختن به بحث عطاريها و ارتباط آن با سيستم پزشكي و فرهنگ سلامتي است در جامعه ايي كه علاقمند به گسترش فرهنگ طب سنتي يا طبيعي باشد , حضور عطاريها اجتناب ناپذير است همانطور كه قبلا گفته شد ما دو سطح از طبابت طب سنتي را لاجرم هموار ه خواهيم داشت .
سطح اول آگاهي از طبايع و تغذيه و آشاميدني و روش هاي زندگي است همان چيزي كه امروزه غربيان به آن life style يا سبك زندگي مي گويند در اين سطح تمامي مردم مجدانه در حفظ سلامتي خود تلاش مي كنند تعداد زيادي از بيماريهاي ساده و بسيار شايع و بسيار متداول به سادگي با تغذيه و آشاميدني سالم يا داروهاي ساده گياهي و معدني و حيواني قابل درمان است اين فرهنگ طالب مراكز متعدد عرضه داروهاي طبيعي است كه ما اصطلاحا عطاري مي گوئيم .
سطح دوم كه پزشكان طب سنتي هستند در بيماريهاي سنگين و پيچيده دخالت مي كنند بسياري از تركيبات تجويز , اين پزشكان نيز در عطاري قابل عرضه است سازمان بهداشت جهاني در سال 2002 استراتژي خود را راجع به طب سنتي كشورها بويژه طب سنتي ايران اعلام نمود،در بيانيه اين سازمان آمده است: استقبال از طب سنتي و مكمل روز به روزدر جهان افزايش مي يابد در كشورهايي مانند چين بيش از 80 درصد مردم و در كشورهاي پيشرفته صنعتي از 48 تا 75 درصد مردم نسبت به درمانهاي طب سنتي و مكمل تمايل دارند، اين اقبال روز افزون مردم به علت نااميد شدن از عوارض داروهاي شيميايي، به بن بست رسيدن فرضيات طب جديد و تمايل به افزايش كيفيت زندگي و درمان بيماري هاي مزمن است.
از آنجا كه طب سنتي يكي از روش هاي مراقبت بهداشتي سهل الوصول و در دسترس در اغلب كشورها است كه سازمان بهداشت جهاني طرحي دارد آن را در برنامه هاي بهبود بهداشت ادغام مي نمايد.
با افزايش سن جمعيت در جهان بروز بيماري هاي مزمن نيز در حال افزايش است و طب سنتي و مكمل يك راه حل بالقوه براي بسياري از بيماريها است در حقيقت كشورهاي توسعه يافته روز به روز به شمار كساني كه از طب سنتي و مكمل در كنار طب جديد يا به جاي آن ، براي شكستن دردهاي مزمن يا بهبود كيفيت زندگي استفاده مي كنند افزون مي شود.(5)

اهداف who با محوريت طب سنتي و مكمل از 2002 تا 2005 :
1. ادغام صحيح طب سنتي و طب مكمل با سيستم بهداشتي درماني كشورها با توسعه ي سياستگذاري
2. افزايش دسترسي و ارائه ي خدمات طب سنتي و مكمل به جامعه با توجه ويژه به اقشار كم درآمد
3. ترويج منطقي و مناسب استفاده از طب سنتي در ميان كارگزاران و مصرف كنندگان
4. محافظت و صيانت از دانش بومي طب سنتي و كمك به كشورها در راستاي حفظ دانش بومي طب سنتي- با ثبت و نگهداري دانش سنتي بومي و توسعه ي كتابخانه هاي طب سنتي ديجيتالي
5. شناسايي نقش شاغلين حرف طب سنتي در مراقبت هاي بهداشتي حمايت از شناسايي كاركنان طب سنتي در سيستم بهداشتي درماني با تشويق گفتمان بين كاركنان طب سنتي و جديد
6. افزايش تعداد سازمانهاي ملي طب سنتي
7. ارائه راهنمايي براي فعاليت هاي مناسب كشاورزان گياهان دارويي
8. آموزش پايه ي روش هاي درماني شايع طب سنتي به كاركنان طب سنتي
WHO در ادامه مي گويد:
تمايل به طب سنتي با خصوصيات موثر بودن، ارزان بودن، كم عارضه بودن و دسترسي آسان بايد حمايت و تقويت شود و بايد كاركنان و افراد باتجربه در زمينه طب سنتي حمايت شوند و اقداماتي انجام شود تا طب سنتي كشورها وارد سيستم پزشكي- بهداشتي آنان شده آموزش داده شود و اجراء گردد (6) .
آنچه بيان نموديم توجه سازمان بهداشت جهاني به طب سنتي كشورهاست!
ما چه كرده ايم؟
ما كه غني ترين مكتب طب سنتي دنيا را داريم، ما با كاركنان و خدمت گزاران اين طب چه كرده ايم، چه حمايتي از آنها مي كنيم؟
چرا هنوز مكتب طب سنتي ايران را كه تماما به دست نوابغ ايران رشد و نضج يافت به نام طب عربي در دنيا معرفي مي كنند؟
چرا به تمامي پزشكان و طبيبان سنتي كه سالها در اين مرزو بوم خدمت كرده اند هيچ توجهي نشده است
چرا اين دانش عظيم بومي را سازمان بهداشت جهاني بايد به ما اطلاع بدهد كه دانش بومي طب سنتي شما بسيار با ارزش است بايد حفظ شود و اشاعه يابد؟
چرا عطاران را كه خشت هاي اصلي اين ساختمان رفيع طبي و عامل ترويج فرهنگ طب سنتي ايرانيان بوده اند اين چنين مطرود كرده ايم و جزو صنف خرازي ها قلمداد كرده و با تحقير آنان و محدوديت بسيار زياد عملا از عرضه داروهاي طبيعي به مردم درمانده شده اند تا به جاي آن داروهاي شيميايي با آن اوصاف كه گذشت در آن حجم بزرگ به مردم عرضه شود.
واژه عطار از ريشه عطر به معناي بوي خوش است، طب سنتي ايران پرورش دهنده حكيم است، حكيم انساني است با شخصيت معنوي و آگاهي و تسلط و احاطه علمي بر جسم و جان انسانها كه راه سلامت زيستن و مبارزه با بيماري را به آنها ياد مي دهد حكيم نزد مردم جذاب و دوست داشتني است و داروهاي طبيعي كه با رائحه ي طبيعي به مردم عرضه مي شود بوئي خوش و جذاب دارند پس نام آنانكه اين هديه سلامتي را به مردم مي دهند عطار گذاشته اند، عطر داروهاي طبيعي در مقابل بوي نا مطلوب داروهاي شيميايي و بوي بيمارستان كه همه از آن گريزانند، سمبل عطارهاي ما عطار نيشابوري است كه هم طبيب جان است و هم طبيب جسم و هم داروي گياهي و معدني را به مردم مي دهد.
اگر بخواهيم فرهنگ پزشكي ايراني را بار ديگر زنده كنيم
بايد با يك بازنگري جدي در طب سنتي ايران و فرهنگ سازي استفاده از آن در بين عموم مردم اولين گام را برداريم.
يكي از اساسي ترين عناصر و خشت بناهاي اصلي ما در بازسازي و اشاعه فرهنگ طب ايراني - اسلامي، صنف عطاران هستند.
در حضور فرهنگ طب سنتي و طبيعي در جامعه , عطاري نيز جايگاه ويژه اي خواهد داشت , تفكيك مكانيستي طب الوپاتيك و فارماكولوژي , با تخصصي كردن حوزه هاي پزشكي و داروسازي انفكاكي هميشگي بين پزشك و بيمار و داروساز ايجاد كرد , ضوابط ويژه طب و داروسازي شيمايي كه بوسيله وزارتخانه هاي بهداشت به داروسازان ديكته مي شود در حوزه طب سنتي مفهومي ندارد با توجه به آنكه ساختار وزارت بهداشت در برابر نقش موثر طب سنتي بصورت بنيادين يك ساختار تدافعي و بسته است , عطار را در تعاريف پزشكي خود نخواهد داشت , اگر همچنان با عينك وزارت بهواشت ايران به عطاري نگاه كنيم , تصويري نامفهوم و موجودي نا معلوم بروز خواهد نمود , ايجاد مسئوليت فني يا سپردن امر عطاري به دارو سازها چند مشكل عمده ايجاد خواهد كرد .
1- داروهاي متنوع و موثر طب سنتي دچار محدوديت و طرد خواهند شد
2- رابطه بين پزشك و عطار و مردم مانند سيستم پزشكي شيمايي به ارتباطي مكانيكي تجاري و خشك تبديل مي شود كه آن را از رونق خواهد انداخت .
3- به ساختار داروسازي و عطاري طب سنتي لطمه خواهد زد زيرا از طرفي عطاري منحصر به دارو سازي خواهد شد كه ضوابط آن را نمي تواند تعريف كند و از طرف ديگر دسترسي به دارو را براي مراجعات معمولي مردم دچار مشكل خواهد ساخت زيرا هدف در دسترس بودن در صورتي خواهد بود كه داروخانه با سيستم طبي يكي باشد كه در اينجا نيست .
4- آثار فرهنگي در خواست گياهان دارويي و مواد طبيعي دچار افول خواهد شد و بتدريج رنگ مي بازد , هر چند در جامعه بطور يقين مردم به اين روند طبيعي ادامه خواهند داد .
5- مخارج بسيار سنگيني به مردم و كشور تحميل مي شود زير ا از نقطه نظر اقتصادي , ترويج طب سنتي و گياهان دارويي ميلياردها دلار صرفه جويي ارزي ايجاد مي كند .
6- تعداد بسيار زيادي از مردم بيكار خواهند شد . زير ا در تهران بر اي نمونه نزديك به 2500 عطار دار يم و به تبع اين عطار يها تعداد بسيار زياد ديگري از مشاغل ارتزاق مي كنند و اين خود موجب لطمه اقتصادي قابل توجهي خواهد شد .
7- پل ارتباطي بين هزاران فرد باتجربه و تهيه كننده و كشتگر با مردم و اطبا قطع مي شود كه همان عطاري ها باشند
سازمان بهداشت جهاني در استراتژي طب سنتي مي گويد يكي از مهم ترين چالش هاي ما آن است كه بتوانيم استفاده از طب سنتي را براي همه ي مردم سهل الوصول سازيم.

و جواب اين چالش در مكتب طبي بزرگ ايران آماده است.
عطاران حلقه ي واسط مردم و طبيبان هستند؛ پيام و داروي نجاتبخش طبيعي را به مردم تقديم مي كنند و از پيام آوران و پيشگامان سلامت جامعه و از مهم ترين عاملان تحقق آرزوي بازگشت مجد و عظمت ايرانيان خواهند بود.


منابع:
1) برگرفته از حديث پيامبر اكرم (ص) العلم علمان علم الاديان و علم الابدان
2) دايره المعارف ويكيپديا: تاريخچه ي پزشكي ايران طب شيميايي در مقابل طب مزاجي صفحه ي 101
3) Duan.p.schult3 history of modern psychology Harcout brace Jovanovich Inc 1985
4) سازمان بهداشت جهاني (WHO): استراتژي طب سنتي ترجمه ي دكتر حسين رضايي زاده صفحه ي 27
5) سازمان بهداشت جهاني : استراتژي طب سنتي ترجمه ي دكتر حسين رضايي زاده صفحات 15 و 16 و92 و 93
6) سازمان بهداشت جهاني : استراتژي طب سنتي ترجمه ي دكتر حسين رضايي زاده صفحات 92 و 93 و 95 و 96

منبع:سايت موسسه پژوهشي درماني احياء طب جامع ايرانيان


دسته ها : تندرستی
شنبه 1390/2/3 8:52
X