معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 3125369
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

سه گانه اصغر فرهادي، از دروغ در يك خانواده شروع مي شود، بعد يك گروه كوچك و اكنون تمام جامعه؛ جامعه اي كه همه عناصر آن به ديگران و به خودشان دروغ مي گويند.
فرهادي در «جدايي نادر از سيمين»، اين نكته را القا مي كند كه در شرايطي مانند جامعه ما، امكان راست گفتن براي «مردم معمولي» نيست.

****

داستان فيلم «جدايي نادر از سيمين»
«جدايي نادر از سيمين»داستان اختلاف نادر (پيمان معادي) با سيمين (ليلا حاتمي) است كه اولي بر نگهداري از پدر پيرش (علي‌اصغر شهبازي) اصرار دارد و دومي، به آينده فرزندشان، ترمه (سارينا فرهادي) تأكيد مي‌كند. در اين ميان البته پاي زني به نام راضيه (ساره بيات) براي نگهداري از پدر نادر به خانه‌شان باز مي‌شود كه داستان را وارد فازهاي ديگري مي‌كند. دعواي نادر با راضيه براي يك سوءتفاهم و البته مهمتر از آن تنها گذاشتن پدر نادر در خانه و دعوا با او، مرگ جنين در رحم راضيه را بر گردن نادر مي‌اندازد اما واقعيت را در انتهاي فيلم مي‌شود فهميد كه تصادفي در خيابان باعث اين مرگ شده است. در اين ميان پاي حجت (شهاب حسيني) به عنوان شوهر راضيه هم به ميان كشيده مي‌شود و داستان گره‌هاي خود را يكي پس از ديگري پشت سر مي‌گذارد.


****

دروغ فرهادي به تماشاگران فيلم
شايد بشود گفت كه صحنه تصادف راضيه در خيابان، آن هنگام كه به دنبال پدر نادر رفته بود، نقطه عطف فيلمنامه است كه فرهادي براي سرگرم كردن تماشاگر، آن را به طريق رندانه‌اي از تدوين نهايي فيلم حذف كرده است.
اصغر فرهادي در جايي گفته: اين صحنه مهمي است. اما اگر يك بار ديگر فيلم را ببينيد، نشانه‌هايي را مي‌بينيد كه اين تصادف رخ داده. كافي است تماشاگر به خودش اعتماد كند و خودش هم شريك ساختن فيلم بشود. شما حتي صداي ترمز و صداي صحنه تصادف را مي‌شنويد و در پلان بعد، حال بد راضيه را مي‌بينيد و بعد در اتوبوس مي‌بينيد كه او از بي‌حالي ضعف مي‌كند، سرش گيج مي‌رود و مي‌افتد. به جاي اينكه صحنه تصادف را نشان دهم، پيامدش را گذاشتم. ولي خوب سليقه روز اين شكلي است و تماشاگر عادت به اين طور اطلاعات گرفتن ندارد و اسمش مي‌شود اطلاع‌رساني قطره‌چكاني.
فرهادي به اين نكته مهم اشاره مي‌كند كه فيلم را در دو نسخه مونتاژ كرده. يك بار با صحنه تصادف و ديگري بدون آن ولي بيشتر كساني كه براي اولين بار فيلمش را ديدند، نظرشان اين بوده كه مونتاژ فيلم، بدون صحنه تصادف بهتر بوده است.
آنچه در اين ميان نبايد فراموش شود، دروغ فرهادي به مخاطب است، چرا كه هيچكدام از نشانه‌هاي ذكر شده، تماشاگر را به درك داستان و حقيقت ماجرا هدايت نمي‌كند. چرا كه اگر مخاطب به حقيقت تصادف در آن صحنه برسد، بسياري از وقايع ديگر و گره‌هاي فيلمنامه، خود به خود باز مي‌شود.


****

شايد بهترين مولّفه براي شناساندن اصغر فرهادي كارگردان اين فيلم اين باشد كه وي فيلمنامه نويس اثر جنجالي حاتمي كيا يعني ارتفاع پست مي باشد. فيلمي كه ياد آور جمله معروف " انقلاب فرزندان خود را مي خورد " بود. اين بار فرهادي با آخرين ضلع مثلث خود يعني "چهار شنبه سوري "، "درباره الي " ، " جدايي نادر از سيمين " باز گشته و در اتفاقي نادر، هم بهترين جوايز جشنواره بين المللي فيلم فجر در داخل را از آن خود كرده و هم جايزه خرس طلايي برلين را. براي اينكه فيلم را سطر به سطر و دقيقه به دقيقه مورد نقد و تحليل قرار دهيم زماني بسيار مي خواهد اما براي بينندگاني كه در اين ايام ديدن اين فيلم را انتخاب كرده اند كد هايي براي اشراف به ماهيت آخرين ساخته فرهادي و نيز اطلاع از كم و كيف آن داده مي شود تا با ديدي باز فيلم را ديده و يا پس از ديدن تحليل كنند. در يك جمله بايد گفت:‌ فيلم فوق تنها يك اثر رئال اجتماعي نيست بلكه مانيفستي است از هر آنچه ضد انقلاب در اين سالها عليه نظام مقدس اسلامي گفته و در مجامع جهاني داده زده است. اين فيلم ماهيتي به شدت چند لايه دارد و از خواص آن تضاد در لايه هاست كه بيننده را در پارادوكسي مرگبار فرو مي برد كه به طرز ماهرانه اي به تصوير كشيده شده است. اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اصغر فرهادي همواره با ابهام آفريني و ايجاد شبهه و ظاهرا از طريق مشاركت اذهان بينندگان، بسياري سوالات و اتفاقات را بي جواب رها مي كند اما واقعيت امر اين است كه وي هميشه پاسخ به اين ابهامات و شبهات را در لايه هاي زيرين ِ فيلمش براي ضمير ناخودآگاه مخاطبان ارسال و در آن حك كرده است.

****

اولين نكته درباره اين فيلم صحنه هاي آغازين آن در دادگاه است كه سيمين (ليلا حاتمي ) از نادر ( پيمان معادي ) به دليل همراهي نكردن با وي در سفر به خارج به دادگاه خانواده شكايت كرده و تقاضاي جدايي از وي را دارد. در اين صحنه سيمين براي اثبات ادعايش جهت همراه كردن دختر 11 ساله اش در اين سفر مي گويد: دوست ندارم دختر در اين شرايط بزرگ شود. و سوال نادر از سيمين كه مي پرسد چه شرايطي ؟ اولين گام از سناريوي شبهه افكني و ابهام تراشي اصغر فرهادي است. اتفاقات رخ داده در فيلم و ديالوگ هاي رد و بدل شده در دقايق بعد تا آخرين ثانيه هاي فيلم پاسخي پنهان به اين سوال آشكار مي دهد. فرهادي با نشان دادن دروغ هاي رد و بدل شده و فضاي هرج و مرج حاكم در جامعه چنين القا مي كند كه سيمين نمي خواست دخترش در جامعه اي به شدت آلوده به ريا و دروغ و بي قانوني و خودكامگي زندگي كند.

****

دومين نكته، اشارات نادر براي خارج نشدن از كشور است. نشان دادن اينكه نادر به خاطر پدرش ( كهنسالي كه نمادي از آب و خاك و مرز و بوم ما به شمار مي رود ) و اشاره اش به تعلق خاطر به كشور و اينكه به علت چنين دلايل عامه پسندي از كشور خارج نمي شود نكته بسيار مهم و لايه ي بسيار پنهاني از اين فيلم است. براي فهم دقيق اين نيش و كنايه بايد مروري داشت بر مناظره هاي نامزدهاي انتخاباتي و سعي و تلاشي كه كروبي و موسوي نامزدهاي ديروز انتخابات رياست جمهوري و دشمنان امروز نظام در تخريب وجهه دولت از خود به خرج مي دادند. اينكه آنان خود را مُحق جلوه داده و با عاشقِ آب و خاك نشان دادن خود، ديگر رقبا و به صورت تخصصي دكتر احمدي نژاد را بي تفاوت نسبت به اين مهم نشان مي دادند. اينجاست كه بايد از سعي وافر فتنه گران سبز براي بالا بردن رقم فروش فيلم پرده برداشته و بر ماهيت چنين عملي واقف شد. هر چند فرهادي اشاره اي به رخدادهاي پس از فتنه ندارد كه در آن مشخص شد چه كساني لاف وطن دوستي مي زدند و چگونه دشمنان قسم خورده نظام شدند.

****

سومين نكته؛ انحرافي است كه فرهادي در نشان دادن چهره مذهبيون از خود نشان داده است. راضيه(ساره بيات) را نبايد به عنوان نماد مذهبي بودن در ايران پذيرفت. هر چند فرهادي سعي دارد چنين انگاره اي را به مخاطب بقبولاند. در چندين موضع از فيلم راضيه از پذيرش پول بابت ديه بچه خودداري مي كند و اين خودداري نه به خاطر تدين وي بلكه به دليل اين اعتقاد است كه وي مي گويد اگر پول را بگيرد بلايي سر بچه ام مي آيد. اين يعني نهايت اعتقاد به مذهب در جامعه ايراني! حال اگر اين اعتقاد به مذهب مورد قبول قرار گيرد پس تكليف ميليون ها نفر از افرادي كه كرور كرور پول حرام مي گيرند و بلايي نيز سر بچه شان نيامده چه مي شود؟ فرهادي به طرز زيركانه اي رفتارهاي راضيه در نپذيرفتن پول را به اعتقادات سطحي عوام و شانه به شانه زده خرافات گره زده و مذهبيون را عملا خرافاتي نشان داده است. در حالي كه بايستي راضيه به دليل تشرع و تدين و نه اعتقادات كم عمق و سطحي از گرفتن پول حرام سر باز مي زد. مضاف بر اينكه فرهادي تا آخر فيلم تكليف پولي را كه ادعا مي شد راضيه دزديده مشخص نكرد. اين هم از همان ابهاماتي است كه تيشه به ريشه مذهبيون و نماد به تصوير كشيده شده آن در فيلم يعني يك زن چادري مي زند. هر چند در ابتداي فيلم برداشتن پول توسط ليلا حاتمي بسيار ظريف نشان داده مي شود اما قرار دادن آن در لايه هاي پنهان فيلم چندان نمي تواند غير عمدي و بدون قصد باشد.

****

چهارمين مسئله: پيامي است كه دختر نادر در پايان فيلم و در دادگاه به بيننده القا مي لكند. دختري كه در ابتداي فيلم نشان مي دهد به دليل شخصيت مثبت پدرش و اينكه قصد دارد مانع طلاق پدر و مادرش شود مي خواهد در كنار نادر بماند در انتهاي فيلم و پس از ديدن دروغ و انكار واقعيت پدرش عملا به گونه اي فضا را مديريت مي كند كه حرف ليلا حاتمي در ابتداي فيلم درست از آب درآيد و اين شرايط آكنده از دروغ و بدي براي ترمه (دختر نادر) هم مسجّل شده و بيننده حكم به رفتن دختر همراه مادرش به خارج از كشور دهد.

****

آخرين نكته؛ مصائبي است كه بر شهاب حسيني (حجت) وارد شده است. جمله وي كه چندين سال دنبال حقش كه ضايع شده بوده و در دادگاه ها هيچ كسي به فرياد وي گوش نداده ، يكي از صريح ترين رويارويي هاي فرهادي با دستآوردهاي انقلاب در سي سال گذشته است. تصور كنيد در جشنواره هاي بين المللي كه اين فيلم در حال اكران است چنين تصويري از ايران به نمايش در آيد آنگاه چه بلايي سر وضعيت حقوق بشر و نوع نگاه غربي ها نسبت به ايران خواهد آمد. فرهادي رسما بيننده را در جايگاهي قرار مي دهد كه به اين نتيجه برسد كه در ايران كسي به فكر محرومان و مستضعفان نيست. شعاري كه بارها فتنه گران در دو سال گذشته و در سي و دو سال پس از پيروزي انقلاب سر داده اند.



دسته ها : فرهنگی
دوشنبه 1390/1/29 14:46
X